پول به انگلیسی چیست؟ پاسخ سریع و ۱۲ واژهٔ پایه
معادل عمومی «پول» در انگلیسی money است. اما در بانک، هنگام خرید، دریافت حقوق و خرد کردن اسکناس، واژهٔ دقیق تغییر میکند. این جدول کوتاه نقطهٔ شروع است؛ پایین صفحه هم تمامی واژهها و عبارتهای نسخهٔ اصلی مقاله را با همان ترتیب و شماره آوردهایم.
Money
پول، معنای عمومی
Cash
پول نقد
Currency
واحد پول یا ارز
Banknote / Bill
اسکناس؛ شکل دوم بهویژه در آمریکای شمالی
Coin
سکه
Change
باقیماندهٔ پول یا پول خرد بسته به موقعیت
Make change
خرد کردن پول
Salary
حقوق ثابت
Income
درآمد
Savings
پسانداز
Loan
وام
Debt
بدهی
پول خرد کردن به انگلیسی؛ اسکناس، سکه و بقیهٔ پول
یکی از پرتکرارترین نیازهای روزمره، درخواست خرد کردن پول است. change گاهی «بقیهٔ پول» پس از خرید و گاهی «پول خرد» است. اگر میخواهی اسکناس درشت را به پول کوچکتر تبدیل کنی، make change یا break a bill بگو. درخواست مؤدبانه معمولاً با Could you شروع میشود.
Could you break this twenty-dollar bill?
میتوانید این اسکناس بیستدلاری را خرد کنید؟
Do you have change for a fifty?
برای اسکناس پنجاهدلاری پول خرد دارید؟
Could you make change for me, please?
ممکن است لطفاً این پول را برایم خرد کنید؟
Keep the change.
باقی پول برای خودتان باشد.
Here is your change.
بفرمایید، این هم بقیهٔ پولتان.
I only have a hundred-dollar bill.
فقط یک اسکناس صددلاری دارم.
قیمت، خرید، تخفیف و پرداخت به انگلیسی
برای پرسیدن قیمت معمولاً از How much استفاده میکنیم؛ برای پرداخت با کارت از pay by card یا pay with a card. هنگام پس دادن کالا، refund بازگشت وجه و return خودِ برگشت کالا است. receipt رسید خرید، invoice صورتحساب رسمی و bill صورتحساب پرداختی است.
How much does this cost?
این چقدر قیمت دارد؟
Can I pay by card?
میتوانم با کارت پرداخت کنم؟
Do you accept cash?
پول نقد قبول میکنید؟
Is there a discount on this item?
روی این کالا تخفیف دارید؟
Could I get a receipt, please?
میتوانم لطفاً رسید بگیرم؟
I would like a refund.
میخواهم پولم پس داده شود.
This item is on sale.
این کالا حراج خورده است.
The total comes to forty dollars.
جمع کل چهل دلار میشود.
بانک، حساب، واریز، برداشت و انتقال پول
در انگلیسی بانکی، account حساب بانکی، balance موجودی، deposit واریز یا سپرده و withdrawal برداشت است. debit card کارت برداشت از موجودی است؛ credit card با اعتبار پرداخت میکند. نام حساب جاری در بریتانیا معمولاً current account و در آمریکای شمالی checking account است.
I would like to open a bank account.
میخواهم یک حساب بانکی باز کنم.
What is my current balance?
موجودی فعلی حسابم چقدر است؟
I need to withdraw two hundred dollars.
لازم است دویست دلار برداشت کنم.
I deposited the money this morning.
امروز صبح پول را واریز کردم.
Can I transfer money to another account?
میتوانم پول را به حساب دیگری منتقل کنم؟
My debit card is not working.
کارت برداشت من کار نمیکند.
There is a monthly service fee.
یک کارمزد خدمات ماهانه وجود دارد.
Please check the account number carefully.
لطفاً شمارهٔ حساب را با دقت بررسی کنید.
درآمد، حقوق، مخارج و پسانداز
«پول درآوردن» اغلب make money یا earn money است. Salary معمولاً حقوق ثابت، wage دستمزد ساعتی یا روزانه و income درآمد کلی است. Expense یک هزینه و expenditure هزینهکرد است. برای بیان توان مالی از afford استفاده میکنیم؛ این واژه لزوماً به معنی کم داشتن پول نیست.
I earn money by teaching English.
از راه آموزش انگلیسی درآمد کسب میکنم.
My salary is paid every two weeks.
حقوقم هر دو هفته یک بار پرداخت میشود.
I am trying to save money.
دارم سعی میکنم پول پسانداز کنم.
We need to reduce our monthly expenses.
باید هزینههای ماهانهمان را کاهش بدهیم.
I cannot afford a new laptop right now.
در حال حاضر توان خرید لپتاپ جدید را ندارم.
We are saving for a family trip.
برای یک سفر خانوادگی پسانداز میکنیم.
The rent takes up a large part of my income.
اجاره بخش بزرگی از درآمدم را میگیرد.
- Save money یعنی پساندازکردن؛ save on groceries یعنی در هزینهٔ مواد غذایی صرفهجوییکردن.
- Budget هم «بودجه» و هم فعل «بودجهبندی کردن» است.
- Be broke عامیانه یعنی «بیپول بودن»، اما مترادف دقیقِ ورشکستگی رسمی نیست.
قرض دادن، قرض گرفتن، وام و بدهی
بسیاری از زبانآموزان borrow و lend را جابهجا استفاده میکنند. Borrow یعنی قرض گرفتن و lend یعنی قرض دادن. Loan اسم وام و debt بدهی است. Interest در امور مالی معنای «بهره» دارد. ضامن وام معمولاً guarantor است، نه sponsor؛ sponsor اغلب «حامی مالی» است.
Could I borrow twenty dollars?
میتوانم بیست دلار قرض بگیرم؟
Can you lend me twenty dollars?
میتوانی بیست دلار به من قرض بدهی؟
I will pay you back next week.
هفتهٔ آینده پولت را پس میدهم.
She is paying off her student loan.
او در حال تسویهٔ وام دانشجوییاش است.
The loan has a fixed interest rate.
این وام نرخ بهرهٔ ثابت دارد.
My brother agreed to be my guarantor.
برادرم پذیرفت ضامن من باشد.
ارز، تورم، سرمایهگذاری و اصطلاحات اقتصادی
در فهرست اصلی علاوه بر مکالمه، اصطلاحات اقتصادی هم داریم: currency ارز، exchange rate نرخ تبدیل ارز، inflation تورم، interest rate نرخ بهره، investment سرمایهگذاری و profit سود تجاری. توجه کن سود حاصل از کسبوکار با بهرهٔ بانکی یک مفهوم نیست.
What is the exchange rate today?
نرخ تبدیل ارز امروز چقدر است؟
Inflation has increased living costs.
تورم هزینههای زندگی را افزایش داده است.
Our small business made a profit last year.
کسبوکار کوچک ما سال گذشته سود کرد.
She invested in her own business.
او در کسبوکار خودش سرمایهگذاری کرد.
The bank charges interest on the loan.
بانک برای وام بهره دریافت میکند.
The price includes sales tax.
قیمت شامل مالیات فروش است.
دو مکالمهٔ روزمره دربارهٔ پول
در مکالمهٔ اول درخواست پول خرد و در مکالمهٔ دوم پیگیری حساب بانکی را تمرین کن. جملهها را با صدای بلند بخوان و بعد عدد، واحد پول و موقعیت را تغییر بده.
Excuse me, could you break this bill?
ببخشید، میتوانید این اسکناس را خرد کنید؟
Sure. Would you like smaller bills or coins?
حتماً. اسکناس کوچکتر میخواهید یا سکه؟
Two tens would be perfect.
دو اسکناس دهدلاری عالی است.
Of course. Here you go.
البته. بفرمایید.
Hello, I would like to check my balance.
سلام، میخواهم موجودی حسابم را بررسی کنم.
Certainly. May I see your identification?
حتماً. ممکن است کارت شناساییتان را ببینم؟
I also need a copy of my bank statement.
یک نسخه از صورتحساب بانکیام هم لازم دارم.
I can print it for you.
میتوانم برایتان چاپش کنم.
متن اصلی بدون حذف؛ واژهنامه، جملههای پول خرد و ۲۱۱ مدخل شمارهدار
در این بخش تمام محتوای مقالهٔ قدیمی حفظ شده است: واژهها و جملههای ابتدای صفحه، مثالهای خردکردن اسکناس، و سپس هر ۲۱۱ ردیف شمارهدار با همان معادلهای فارسی و متن انگلیسیِ اولیه. برای احترام به سابقهٔ محتوا، حتی موارد تکراری، ناقص یا دارای اشتباه را حذف نکردهایم؛ یادداشتهای اصلاحی فقط در کنار بعضی مدخلها افزوده شدهاند.
واژگان و جملههای قدیمیِ ابتدای مقاله
لغات و عبارتهای انگلیسی مربوط به پول و خرد کردن پول
dollar
bill
اسکناس
A bill is paper money.
penny
cent
سنت (یک صدم دلار و برخی پول های رایج دیگر)
Cent is another word for penny.
money
change
بقیه پول
Your change is the money you get back after paying for something.
changepurse
change purse
کیف دستی زنانه (کیف پول خرد)
Coins are carried in a change purse.
check
check
چک
A check is a piece of paper that is an order for a bank to pay money from a bank account.
checkbook
checkbook
دسته چک
Checks are kept in a checkbook.
quarter
coin
سکه
A coin is a piece of metal money.
creditcard
credit card
کارت اعتباری
A credit card is a card that lets you buy things on credit -- you pay for the items later.
dime
dime
ده سنتی
A dime is a US coin worth ten cents.
dollar
dollar
دلار (معادل صد سنت)
A dollar is
raker
earn
در آمد داشتن، به دست آوردن
You can earn money by working.
money
money
پول
Money is used to buy things.
nickel
nickel
سکه ای در آمریکا به ارزش 5 سنت
A nickel is a U.S. coin worth five cents.
penny
penny
1)در آمریکا (عامیانه) معادل سنت2) یک صدم پوند (واحد پول بریتانیا)
A penny is a coin worth one cent.
piggybank
piggy bank
قلک
Children put money in piggy banks.
purse
purse
کیف دستی
A purse is a small bag in which some girls and women carry their money and other things.
quarter
quarter
سکه ای به ارزش 25 سنت
A quarter is a coin that is worth 25 cents. Four quarters make one dollar.
wallet
wallet
کیف پول
People carry money in a wallet.
Would you please break this bill?
میشه این اسکناس رو خرد کنید
excuse me, do you have change for 5000 tomans?
ببخشید، پنج هزارتومان پول خرد دارید؟
excuse me, can you make change for 5000 tomans?
can you change this 5000-toman bill?
can I have change for 5000 tomans, please?
ببخشید، میشه لطفاً این پنج هزارتومنی رو خرد کنید؟
please give me change for this bill:
لطفاً اسکناسم را خرد کنید.
I want to exchange this paper money for change.
جدول کاملِ بازچینیشده برای موبایل
مدخلهای 1 تا 30 (همان ترتیب منبع)
Currency
ارز
Soft currency
ارز ضعیف
Hard currency
ارز قوی
Deflate
از تورم جلوگیری کردن, کاهش قیمت
Refund
استرداد وجه؛ پس دادن
پولی که در صورت برگرداندن جنس به خریدار پس داده میشود.
Note (-s)
اسکناس
Big note
اسکناس درشت
Disability allowance
اعانه یا کمک بابت ناتوانی
Credit
اعتبار
To credit
اعتبار دادن – اعتبار نامه دادن
(به کسی که در حساب بانکی خود پول دارد)
Letter of credit
اعتبارنامه
Notice
اعلان – یادداشت
Your signature doesn’t coincide with your specimen.
امضاء شما با نمونه امضاءتان تطابق ندارد
To sign / To put signature
امضاء کردن
He took 100$ out of his bank.
او 100 دلار از حسابش بیرون کشید(برداشت کرد)
He borrowed 10$ from his father.
او از پدرش 10 دلار قرض کرد.
He withdraw 100$ from his bank.
او از حسابش 100 دلار بیرون کشید.
She filed in the cheque.
او چک را پر کرد.
She will try to pay me back by installment.
او سعی خواهد کرد بطور اقساط به من پرداخت کند. (پول مرا پس بدهد)
She had to introduce me as a sponsor.
او مجبور شد مرا به عنوان ضامن معرفی کند.
Face value
اوراق بهادار، ارزش اسمی
The first condition was putting a large of deposit.
اولین شرط سپردن وثیقه زیاد است.
To go into partnership with …
با کسی شریک شدن
Window
باجه بانک
Free market
بازار آزاد
Stock market
بازار بورس (سهام)
Global market
بازار جهانی
Bull market
بازار رو به ترقی
Black market
بازار سیاه
Common market
بازار مشترک
مدخلهای 31 تا 60 (همان ترتیب منبع)
European common market
بازار مشترک اروپا
Shopping mall
بازارچه خرید (آمریکایی)
Flea market
بازاری که جنس ارزان می فروشد, سمساری
To open / close an account
بازکردن / بستن حساب بانکی
Upwardly and downwardly mobile equity
بالا و پایین رفتن تساوی حقوق
Local bank
بانک محلی
Central bank
بانک مرکزی
Banks across the country are reporting a sharp drop in borrowing.
بانک های سراسر کشور یک کاهش چشمگیری را در گرفتن قرض گزارش می کنند
Private sector
بخش خصوصی
Public sector
بخش دولتی
To debit
بدهکار بودن – بدهی داشتن
(کسی که در حساب بانکی خود پولی ندارد)
Debtor
بدهکار, مدیون
Debt
بدهی؛ قرض؛ دین
Draft
برات، سفته، حواله
For auction
برای حراج, مزایده
For sale
برای فروش
For bidding
برای مزایده (مناقصه)
Bundles of money
بسته های پول
To pay by installments
بطور اقساط پرداخت کردن
Interest
بهره
Overdraw
بیش از موجودی بانکی برداشت کردن
To make a regular payment
پرداخت منظم کردن
Pay bill
پرداختن قبض
To save
پس انداز کردن پول
To endorse
پشت نویسی کردن چک
To withdraw (v)
To take out
پول از حساب بانکی بیرون کشیدن
Easy money
پول بادآورده
Withdraw (n)
پول خارج شده از حساب بانکی
Small change
پول خرد
To make money
پول در آوردن
مدخلهای 61 تا 90 (همان ترتیب منبع)
To deposit (v)
To put in
پول در بانک گذاشتن
پول به حساب بانکی ریختن
Deposit (n)
پول سپرده
Hot money
پول فعال (در گردش)
پولی که مردم بدلیل نرخ تورم بالا مایل به نگهداری آن نیستند و به کالا تبدیل میکنند
Hard cash
پول نقد
To put under the ban / embargo
تحریم کردن
Ban / Embargo
تحریم, توقیف, قدغن
Discount
تخفیف
درصدی از قیمت کالا از جانب فروشنده به خریدار کاسته می شود.
To make a discount
تخفیف دادن
Equity
تساوی, برابری, انصاف
Bank formalities
تشریفات بانکی
Inflation
(Inflammation)
تورم اقتصادی
حالتی از وضعیت اقتصادی که قیمت ها و دستمزدها افزایش یابد.
(تورم عضلانی)
Galloping inflation
تورم از هم گسیخته, تورم شدید
Distribution of wealth
توزیع ثروت
Counterfoil
ته چک, سوش
Wealth
ثروت – دارایی
Wealthy
ثروتمند - غنی
Novelty
جنس جدید، چیز جدید، نوظهور
Bargain
چانه زنی در معامله
(ارزان خریدن کالا)
Cheque = Check
چک
A dud cheque
چک برگشتی، چک بی محل
Certified cheque
چک تضمینی
Cheque in circulation
چک در گردش
To fill in a cheque
چک را پر کردن
Your cheque is crossed
چک شما خط خورده است
To write a cheque
چک نوشتن
Current account
حساب جاری
حسابی که هر زمان بخواهیم می توانیم پول از آن برداشت کنیم
Deposit account
Saving account
Notice account
حساب سپرده
پولی را که مدتی نزد بانک گذاشته و به آن بهره تعلق می گیرد.
Your balance is nil.
حساب شما خالی است
Unemployment benefit
حق یا اعانه بیکاری
(کمک دریافتی در دوره بیکاری)
Pension
حقوق بازنشستگی
مدخلهای 91 تا 120 (همان ترتیب منبع)
Customs
حقوق گمرکی, دفتر گمرک
To cross
خط زدن
In the marketing
در بازاریابی
Building society
در رابطه با حساب پس انداز و یا وام خرید خانه می باشد (بانک مسکن)
To pay at regular intervals
در فواصل منظم پرداخت کردن
Income
درآمد (پولی که بدست آورید)
Cash dispenser
دستگاه عابربانک
Standing order
دستور پرداخت دائمی
زمانی که مجبور به پرداخت منظم مثل اجاره بهای خانه باشیم می توان از بانک درخواست پرداخت منظم از حساب بانکی خود را کرد.
Cheque book
دسته چک
Saving account book
دفترچه حساب پس انداز
Period of payment
دوره پرداخت
Receipt
رسید, قبض
To be brisk
رونق داشتن، تند و تیز
Keep a record of your statements
سابقه صورت حساب های خود را نگهدارید
Last year, our company made a huge profit.
سال گذشته کمپانی ما سود خیلی زیادی کرد.
Fixed deposit
سپرده ثابت
Investment / Capital
سرمایه
Investor
سرمایه گذار
To make a big investment
سرمایه گذاری عظیمی کردن
To invest / to make investment
سرمایه گذاری کردن
Joint venture
سرمایه گذاری مشترک
To place an order
سفارش جنس دادن
Profit
سود
Dividend (-s)
سود سهام
سهم بستانکار که بین سهامداران تقسیم شود
To make a profit
سود کردن
Profitable
سودآورد
Shareholders / Stockholders
سهامداران
Stocks
سهامی که بوسیله دولت منتشر شود
Share (-s)
سهم؛ سهام
Downturn
سیر نزولی، رکود اقتصادی
مدخلهای 121 تا 150 (همان ترتیب منبع)
Direct debit
سیستمی که فروشندگان کالا و خدمات بطور مستقیم از حساب خریدار، پول کالا و خدمات خود را برداشت کنند.
Company / Concern / firm
شرکت
The company will debit your bank account with 528$ each month.
شرکت 528 دلار از حساب بانکی شما هر ماه برداشت خواهد کرد.
The company will credit your bank account with 528$ each month.
شرکت به حساب بانکی شما هر ماه 528 دلار اضافه خواهد کرد.
A big enterprise
شرکتی با سرمایه بسیار زیاد
Branch (-es)
شعبه
To count
شمردن
Boom town
شهر پررونق از نظر فعالیت اقتصادی
Money changer
صراف
To Economic
صرفه جویی کردن
Teller
صندوق دار بانک، تحویلدار
Statement
صورتحساب بانکی
(در فواصل معین مثلا ماهیانه از بانک دریافت میشود و در آن وضعیت حساب را اعلام میکند)
Sponsor (-s)
ضامن
Loss
ضرر – پولی که خرج شده و برنگردد
To make a loss
ضرر کردن
To make a big loss
ضرر هنگفت کردن
Period of installment
طول مدت اقساط
Teller bank
عابربانک
Customs duties
عوارض گمرکی
Invoice
فاکتور
To furnish/ To send
فرستادن جنس، مجهز کردن
To sell in auction
فروختن در حراج، حراج کردن
To dispose of
فروختن و آب کردن جنس
Free shop
فروشگاهی که جنس ارزان دارند
(بدون مالیات)
Allowance
فوق العاده حقوق، مستمری، کمک هزینه
Water bill
قبض آب
Electrical bill
قبض برق
Phone bill
قبض تلفن
Lend
قرض دادن (پولی که به کسی قرض دهید)
Lender
قرض دهنده
مدخلهای 151 تا 180 (همان ترتیب منبع)
Borrow
قرض گرفتن (پولی که از کسی قرض می گیرید)
Installment
قسط
Credit card
کارت اعتباری
Golden card
کارت اعتباری با اعتبار بالا
Identity card (ID)
کارت شناسایی, شناسنامه
To Issue a card
کارت صادر کردن
Cash point card
کارت عابربانک
Commission
کارمزد بانکی
Staff
کارمندان (اسم جمع) - ستاد
Essential commodity
کالاهای ضروری
Worthless object
کالای بی ارزش
Priceless object
کالای خیلی با ارزش – بی قیمت
Consumer goods
کالای های مصرفی
Overpriced / Too expensive
کالایی که خیلی گران است.
Deflation
کاهش تورم, جلوگیری از تورم
کاهش قیمتها, رکود فعالیت ها
To make a reduction
کاهش دادن, پایین آوردن
To be dull / To be depression
کساد بودن
Recession / Slump / Bust
کسادی
Deficit
کسری صندوق، کسری بودجه
Bargain hunter
کسی که جنسی را به حداقل قیمت بخرد
(اصطلاحا بزخر)
Financial assistance
کمک مالی
Mortgage
گرو رهن
نوعی وام است که برای یک مدت زمانی، در خرید خانه استفاده می شود.
Exorbitant
گزاف
کالایی که قیمت آن بیشتر از قیمت واقعی باشد
Please endorse your cheque.
لطفا چک خود را پشت نویسی کنید
Inheritance tax
مالیات بر ارث
Income tax
مالیات بر درآمد
مالیاتی که بر دستمزدهای روزانه، هفتگی و ماهیانه تعلق گیرد.
Excise duties
مالیات بر کالا / مالیات غیرمستقیم
مالیاتی که بر کالاهای خاص تولید شده در کشور تعلق گیرد. مثل سیگار، الکل
Corporation tax
مالیات مخصوص شرکتها و اصناف
Managing director
مدیر عامل
Shopping center
مرکز خرید
مدخلهای 181 تا 210 (همان ترتیب منبع)
Extravagant
مسرف – ولخرج
To coincide
مطابقت داشتن، همزمان بودن
Frugal / Economical
مقتصد، صرفه جو
Borrower
مقروض، قرض گیرنده, وام گیرنده
I made a lot of loss for changing my car.
من بابت تعویض اتومبیلم خیلی ضرر کردم.
I prefer a current account to a deposit account.
من حساب جاری را به حساب سپرده ترجیح می دهم
I asked for my balance.
من درباره موجودی حسابم سئوال کردم.
I disposed of my video set easily.
من دستگاه ویدئو خود را به آسانی فروختم.
I would like to deposit (put in) 1000$.
من می خواهم 1000 دلار به حسابم واریز کنم.
I would like to withdraw (take out) 1000$.
من می خواهم از حسابم 1000 دلار بیرون بکشم.
I would like to open an account with your bank.
من می خواهم حسابی در بانک شما بازکنم
Business park
منطقه تجاری
Balance
موجودی حساب
To stamp / To seal
مهر زدن
Negative equity
نابرابری
Rate of interest
نرخ بهره بانکی
Rate of exchange
نرخ تعویض ارز
Money lender
نزول خوار, وام دهنده
Cash
نقد
To keep a record of …
نگهداشتن سابقه ای از (هزینه ها, موجودی و ..
Loan
وام
پولی که به شما جهت خرید چیزی قرض داده شود.
Interest free loan
وام بدون بهره
Bridging loan
وام موقت
A large of deposit
وثیقه زیاد
To be bankrupt / To go bankrupt
(you are bankrupt)
ورشکست شدن
To be broke
(I am broke)
ورشکست شدن یا پول نداشتن
(اصطلاحی غیررسمی)
Financial situation
وضعیت مالی
Expenditure
هزینه (پولی که خرج میکنید)
Bank charges
هزینه های بانکی
Board of directors
هیئت مدیره
مدخلهای 211 تا 211 (همان ترتیب منبع)
I had to choice other than to get my medicine from the black market.
هیچ چاره ای نداشتم به جز اینکه داروی خودم را از بازار سیاه بخرم.
تمرین واژگان مالی با پاسخ
پیش از دیدن پاسخ، هر جمله را با صدای بلند بگو. در تمرین آخر، تفاوت loan و debt را با مثال خودت توضیح بده.
- میتوانید این اسکناس را خرد کنید؟
- من فقط پول نقد دارم.
- موجودی حساب بانکی من چقدر است؟
- او هر ماه بخشی از حقوقش را پسانداز میکند.
- میتوانی پنج دلار به من قرض بدهی؟
- این کالا مشمول تخفیف است؟
نمایش پاسخهای تمرین
Could you break this bill?
میتوانید این اسکناس را خرد کنید؟
I only have cash.
من فقط پول نقد دارم.
What is my bank balance?
موجودی حساب بانکی من چقدر است؟
She saves part of her salary every month.
او هر ماه بخشی از حقوقش را پسانداز میکند.
Could you lend me five dollars?
میتوانی پنج دلار به من قرض بدهی؟
Is this item on sale?
این کالا مشمول تخفیف است؟
پرسشهای پرتکرار دربارهٔ پول به انگلیسی
پول به انگلیسی چه میشود؟
واژهٔ عمومی آن money است. برای پول نقد cash و برای واحد پول یک کشور currency کاربرد دارد.
پول خرد به انگلیسی چیست؟
بسته به بافت small change یا coins؛ هنگام پسگرفتن بقیهٔ پول از فروشنده، change گفته میشود.
چطور بگوییم پولم را خرد میکنید؟
در گفتوگوی روزمره از Could you break this bill? یا Could you make change for me? استفاده میکنیم.
قرض گرفتن و قرض دادن چه فرقی دارند؟
Borrow یعنی گرفتن و lend یعنی دادن. Loan اسم وام و debt اسم بدهی است.
حقوق و درآمد چه فرقی دارند؟
Salary یکی از انواع دستمزد است؛ income مجموع درآمد از منابع مختلف را میتواند شامل شود.
پول نداشتن را چگونه میگوییم؟
در زبان محاوره I am broke رایج است؛ برای وضعیت مالی رسمیتر میتوان از I have no money یا I am short of money استفاده کرد.
چک به انگلیسی چطور نوشته میشود؟
در انگلیسی آمریکایی check و در بریتانیایی cheque رایج است؛ تلفظ تقریباً یکسان دارند.
برای تثبیت لغات: شنیدن، تکرار و مرور
از این صفحه روزانه پنج واژهٔ بانکی و پنج جملهٔ مکالمه انتخاب کن. ابتدا معنی را بخوان، بعد جملهٔ انگلیسی را گوش بده و تقلید کن؛ چند ساعت بعد فقط با نگاهکردن به فارسی، جمله را از حفظ بساز. چنین تمرینی به استفادهٔ واقعی از واژگان کمک میکند. برای یادگیری همهٔ اصطلاحات لازم نیست محصولی بخری؛ محتوای همین صفحه کامل است.