آموزش کاربردی زبان انگلیسی · مرجع فارسی
۳۹۷ ضربالمثل انگلیسی با معنی و معادل فارسی
در این مجموعه، ۳۹۷ ضربالمثل، اصطلاح و جمله معروف انگلیسی را همراه با معنی یا معادل فارسی میخوانید. تمام ۳۹۷ مدخل اصلی حفظ شدهاند، عبارتهای دارای غلط آشکار اصلاح شدهاند و برای ۵۰ مدخل پرکاربرد، جمله نمونه انگلیسی با ترجمه فارسی افزودهایم.
بعضی معادلهای فارسی، ترجمه کلمهبهکلمه نیستند و صرفاً مفهوم یا فضای ادبی عبارت را منتقل میکنند. هرجا یک جمله تاریخی، کلیشهای یا نامناسب برای گفتوگوی امروز بوده، کنار آن توضیح کاربرد درج شده است.
چطور از این فهرست بهتر انگلیسی یاد بگیریم؟
ضربالمثل: تجربه یا پیام کلی را در قالب عبارتی کوتاه بیان میکند. نمونه:
Practice makes perfect.
اصطلاح: معنی آن ممکن است از مجموع معنی واژهها به دست نیاید. نمونه:
Wake up and smell the coffee.
برای یادگیری ماندگار، اول عبارت انگلیسی را بخوانید، معنی فارسی را با آن مقایسه کنید، سپس یک جمله تازه با آن بسازید. در کارتهای دارای بخش «مثال کاربردی»، ترتیب همیشه انگلیسی و بعد فارسی است.
دسترسی سریع بر اساس حرف اول عبارت انگلیسی
نکته: برای پیدا کردن یک عبارت خاص، از قابلیت جستوجوی داخل صفحه در مرورگر استفاده کنید.
عبارتهای آغازشونده با حرف A (123 مورد)
جمله / نقلقول · شماره منبع 299
Absence increases sorrow
معنی و معادل فارسی: غیبت طولانی باعث افزایش اندوه میشود.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 203
Absence makes the heart grow fonder
معنی و معادل فارسی: جدایی تا نیفتد دوست قدر دوست کی داند.
مثال کاربردی
I missed my family more while travelling; absence makes the heart grow fonder.
در سفر دلتنگ خانوادهام شدم؛ دوری محبت را بیشتر میکند.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 262
Absence sharpens love, presence strengthens it
معنی و معادل فارسی: دوری و دوستی؛ با اهل زمانه صحبت از دور خوش است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 247
Abstinence is the best medicine
معنی و معادل فارسی: امساک و پرهیز بهترین دارو است؛ سلامتی تن در پرهیز است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 240
Accidents will happen
معنی و معادل فارسی: با سرنوشت نمیتوان جنگید؛ حادثه خبر نمیکند.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 239
Accidents will happen in the best regulated families
معنی دقیق: حتی در منظمترین خانوادهها نیز حادثه و اشتباه رخ میدهد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 248
Accusing the times is but excusing ourselves.
معنی و معادل فارسی: از ماست که بر ماست؛ خود کرده را تدبیر نیست.
جمله / نقلقول · شماره منبع 266
Act quickly, think slowly
معنی و معادل فارسی: خوب تامل کن، زود دست بکار شو.
جمله / نقلقول · شماره منبع 201
Act so in the valley that you need not fear those who stand on the hill
معنی دقیق: چنان درستکار باش که از داوری دیگران نترسی.
جمله / نقلقول · شماره منبع 267
Act today; tomorrow may be too late
معنی و معادل فارسی: کار امروز به فردا مفکن.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 227
Action is the proper fruit of knowledge
معنی و معادل فارسی: بار درخت علم ندانم بجز عمل.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 200
Actions speak louder than words
معنی و معادل فارسی: به عمل کار برآید به سخندانی نیست.
مثال کاربردی
Don't just promise to help; actions speak louder than words.
فقط قول کمک نده؛ عمل از حرف رساتر است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 235
Adam ate the apple and our teeth still ache
معنی دقیق: گاهی پیامد اشتباه گذشتگان دامنگیر نسلهای بعد میشود.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 228
Adam's ale is the best brew
معنی و معادل فارسی: آب بهترین مشروب است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 274
Adventures are to the adventurous
معنی دقیق: فرصتهای ماجراجویی نصیب کسانی میشود که جرئت اقدام دارند.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 275
Adversity makes strange bedfellows
معنی دقیق: شرایط سخت گاهی افراد یا گروههای نامتجانس را با هم همراه میکند.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 249
Adversity often leads to prosperity
معنی و معادل فارسی: بنیاد غم وشادی بس دیر نمیپاید
هر صبح ز پی شامی، هر شب سحری دارد
جمله / نقلقول · شماره منبع 294
Advice is cheap
معنی و معادل فارسی: نصیحت خرجی ندارد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 268
Advice most needed is least heeded
معنی و معادل فارسی: پند گفتن با جهول خوابناک — تخم افکندن بود در شوره زار
با سیه دل چه سود گفتن وعظ — نرود میخ آهنی در سنگ
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 216
Affection blinds reason
معنی و معادل فارسی: محبت آدم را کور میکند.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 213
After a storm comes calm
معنی و معادل فارسی: آرامش پس از طوفان میآید.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 214
After death, the doctor
معنی و معادل فارسی: نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 271
After dinner sit a while; after supper walk a mile
معنی و معادل فارسی: بعد ازخوردن نهاراستراحت کن، بعد ازخوردن شام قدم بزن.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 250
After night comes the dawn
معنی و معادل فارسی: ای دل صبور باش و نخور غم که عاقبت
این شام صبح گردد و این شب سحر شود
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 251
After sorrow comes joy
معنی و معادل فارسی: در پس هر گریه آخر خنده ایست — مرد آخربین مبارک بنده ایست
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 284
Age and wedlock tame man and beast
معنی و معادل فارسی: پیری و ازدواج آدم را رام و مطیع میکند.
اصطلاح · شماره منبع 286
Agree to disagree
معنی دقیق: بپذیریم که در یک موضوع اختلاف نظر داریم، بدون ادامه دادن بحث.
مثال کاربردی
We couldn't settle the issue, so we agreed to disagree.
نتوانستیم اختلاف را حل کنیم؛ پذیرفتیم نظرهای متفاوتی داشته باشیم.
جمله / نقلقول · شماره منبع 283
All abroad and nothing at home
معنی و معادل فارسی: پز عالی، جیب خالی.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 255
All are fellows at football
معنی دقیق: در میدان بازی، همه از حقوق و قواعد یکسان برخوردارند.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 218
All are not hunters that blow the horn
معنی و معادل فارسی: هر که ریش دارد بابا نیست؛ هر که شیپور دارد شکارچی نیست.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 229
All are not thieves that dogs bark at
معنی و معادل فارسی: هر کسی را که سگ پارس میکند دزد نمیتوان گفت.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 230
All cats are grey in the dark
معنی و معادل فارسی: شب گربه سمور مینماید.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 288
All cats love fish but hate to get their paws wet
معنی و معادل فارسی: هرکه را طاووس خواهد جور هندوستان کشد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 254
All covet, all lose
معنی و معادل فارسی: آدم حریص همیشه محروم است.
جمله / نقلقول · شماره منبع 297
All days are short to industry and long to idleness
معنی و معادل فارسی: زمان برای آدم بیکار خیلی به کندی میگذرد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 219
All doors open to politeness
معنی و معادل فارسی: ادب تاجی است از نور الهی — بنه بر سر برو هر جا که خواهی
جمله / نقلقول · شماره منبع 296
All experience is education for the soul
معنی و معادل فارسی: همه تجربهها جهت تربیت روح و نفس است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 270
All flowers are not in one garden
معنی و معادل فارسی: همه گلها در یک باغ پیدا نمیشوند.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 287
All for one and one for all
معنی و معادل فارسی: غم جمله خور در هوای یکی — مراعات صد کن برای یکی
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 269
All frills and no knickers
معنی و معادل فارسی: پز عالی، جیب خالی.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 204
All good things come to an end
معنی و معادل فارسی: چراغ هیچکس تا صبح نمیسوزد.
مثال کاربردی
The holiday was wonderful, but all good things come to an end.
تعطیلات فوقالعاده بود، ولی هر چیز خوبی پایانی دارد.
اصطلاح · شماره منبع 289
All hat and no cattle; all frills and no knickers; all sizzle and no steak
معنی و معادل فارسی: از سرمایه و عمل خبری نبودن
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 242
All his geese are swans
معنی و معادل فارسی: مرغ خودش را غاز میداند.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 245
All is for the best
معنی و معادل فارسی: هر چه پیش آید خوش آید.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 244
All is grist that comes to his mill
معنی و معادل فارسی: از تخم مرغ پشم میچیند؛ از آب کره میگیرد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 241
All men are members of the same body
معنی و معادل فارسی: بنی آدم اعضای یکدیگرند — که در آفرینش ز یک گوهرند
جمله / نقلقول · شماره منبع 295
All men are mortal
معنی و معادل فارسی: همه انسانها فناپذیر هستند.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 212
All roads lead to Rome
معنی و معادل فارسی: همه راهها به رم ختم میشود.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 258
All talk and no trousers
معنی دقیق: حرف فراوان و عمل اندک؛ ادعای بزرگ بدون پشتوانه.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 259
All that glitters is not gold
معنی و معادل فارسی: هر درخشنده ای طلا نیست؛ هر گردی گردو نیست.
مثال کاربردی
The expensive-looking watch was fake; all that glitters is not gold.
ساعت ظاهراً گرانقیمت تقلبی بود؛ هر گردی گردو نیست.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 226
All things are difficult before they are easy
معنی و معادل فارسی: معما چو حل گشت آسان شود.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 234
All things are possible with God
معنی و معادل فارسی: خدا برهر کاری تواناست.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 206
All things come to him who waits
معنی و معادل فارسی: گرصبر کنی زغوره حلوا سازی؛گوساله به روزگار گاوی گردد.
جمله / نقلقول · شماره منبع 298
All things grow with time except grief
معنی و معادل فارسی: گذشت زمان از شدت غم و اندوه میکاهد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 263
All things must pass
معنی و معادل فارسی: هر چیزی پایانی دارد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 278
All truths are not to be told
معنی و معادل فارسی: هر حقیقتی را نباید بر زبان آورد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 215
All truths will not bear telling
معنی و معادل فارسی: هر حقیقتی را نباید به زبان آورد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 205
All work and no play makes Jack a dull boy
معنی و معادل فارسی: تنوع چاشنی زندگی است.
جمله / نقلقول · شماره منبع 264
All you need is love
معنی و معادل فارسی: هر انسانی به محبت نیاز دارد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 207
All's fair in love and war
معنی و معادل فارسی: در عشق و جنگ هر کاری رواست.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 231
All's fish that comes to the net
معنی دقیق: هر فرصتی که نصیب شود، ارزش استفاده کردن دارد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 211
All's well that ends well
معنی و معادل فارسی: شاهنامه آخرش خوش است؛ جوجهها را آخر پاییز میشمارند.
مثال کاربردی
The first week was difficult, but the project succeeded; all's well that ends well.
هفته اول سخت بود، ولی پروژه موفق شد؛ پایان خوش مهم است.
جمله / نقلقول · شماره منبع 290
Always care about your flowers and friends
معنی و معادل فارسی: همیشه مواظب دوستان و گلهای خود باشید.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 246
Always have two strings to your bow
معنی و معادل فارسی: کار از محکم کاری عیب نمیکند.
جمله / نقلقول · شماره منبع 293
Always look both ways before crossing the street
معنی و معادل فارسی: احتیاط به خرج دادن؛ با احتیاط عمل کردن
جمله / نقلقول · شماره منبع 292
Anger edges valor
معنی و معادل فارسی: خشم به آدم شجاعت میبخشد؛ خشم شمشیر تیز و برّان است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 260
Anger has no eyes
معنی و معادل فارسی: خشم کار شیطان است؛ خشم چشم و گوش ندارد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 279
Anger is momentary madness
معنی و معادل فارسی: خشم نوعی جنون آنی است؛ خشم دیوانگی کوتاهی است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 252
Answer one in his own language.
معنی و معادل فارسی: کلوخ انداز را پاداش سنگ است؛ جواب های، هواست.
اصطلاح · شماره منبع 199
Any port in a storm
معنی و معادل فارسی: در بیابان لنگه کفش کهنه نعمت است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 256
Any time means no time
معنی و معادل فارسی: هر وقت به معنای هیچ وقت است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 232
Appearances are deceptive
معنی و معادل فارسی: ظواهر فریبنده اند.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 285
Appetite comes with eating
معنی و معادل فارسی: اشتها زیر دندان است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 209
An apple a day keeps the doctor away
معنی و معادل فارسی: روزی یک سیب بخور تا از طبیب بدور مانی.
مثال کاربردی
He packs a piece of fruit for work: an apple a day keeps the doctor away.
او برای محل کار میوه برمیدارد؛ این مثل بر اهمیت عادت غذایی سالم تأکید میکند.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 253
April and May are the keys of the year
معنی و معادل فارسی: سالی که نیکوست از بهارش پیداست.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 210
April showers bring May flowers
معنی و معادل فارسی: تا باران نبارد گل نروید.
اصطلاح · شماره منبع 280
Argue the toss
معنی و معادل فارسی: یکی به دو کردن؛ دهن به دهن شدن
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 276
An Army marches on its stomach
معنی و معادل فارسی: سپاه بی خزینه نتوان داشت.
جمله / نقلقول · شماره منبع 224
Art is long, life is short
معنی و معادل فارسی: علم آمد فراوان ، عمر کوتاه.
جمله / نقلقول · شماره منبع 217
An Artist lives every where
معنی و معادل فارسی: وجود مردم دانا مثال زر و طلاست — که هر کجا برود قدر و قیمتش دانند
اصطلاح · شماره منبع 272
As poor as a church mouse
معنی و معادل فارسی: در هفت آسمان یک ستاره نداشتن؛ گورم کجاست که کفنم باشد.
جمله / نقلقول · شماره منبع 273
As soon as a man is born, he begins to die
معنی و معادل فارسی: انسان از لحظه تولد به سوی مرگ گام بر میدارد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 277
As the twig is bent, so is the tree inclined
معنی دقیق: تربیت و عادتهای دوران کودکی، شخصیت سالهای بعد را شکل میدهد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 222
As the work, so the pay
معنی و معادل فارسی: مزد خر چرانی، خر سواری است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 236
As well be hanged for a sheep as a lamb
معنی و معادل فارسی: دزد به دار آویخته میشود چه برای یک گوسفند جه برای یک برهّ.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 281
As you bake, so shall you brew
معنی و معادل فارسی: آشی است که خودت پخته ای.
چو تو خود کنی اختر خویش را بد — مدار از فلک چشم نیک اختری
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 202
As you make your bed you must lie on it
معنی و معادل فارسی: خود کرده را تدبیر نیست.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 225
As you salute, you will be saluted
معنی و معادل فارسی: بود حرمت هر کس از خویشتن.
کمم گیری کمت گیرم ، نمرده ماتمت گیرم.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 221
As you sow, so shall you reap
معنی و معادل فارسی: چو دشنام گویی، دعا نشنوی — بجز کشته خویش ندروی
نپندارم ای در خزان کشته جو — که گندم ستانی بوقت درو
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 282
Ask a silly question and you get a silly answer
معنی و معادل فارسی: سوال احمقانه بپرس تا جواب احمقانه بشنوی.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 208
Ask and you shall receive
معنی دقیق: درخواست کن و برای رسیدن به خواستهات قدم بردار؛ خواستن نخستین گام دریافت است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 243
Ask much to have a little
معنی و معادل فارسی: به مرگ گیر تا به تب راضی شود.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 233
Ask no questions and hear no lies
معنی و معادل فارسی: نپرس تا دروغ نشنوی.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 223
An Ass is but an ass though laden with gold
معنی و معادل فارسی: خر اگر جل اطلس بپوشد باز هم خر است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 261
At the foot of the candle it is dark
معنی و معادل فارسی: پسر کفاش همیشه پا برهنه است؛ پای چراغ تاریک است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 220
Attack is the best form of defence
معنی دقیق: گاه بهترین راه دفاع، پیشدستی و اقدام بهموقع است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 387
A bad workman blames his tools
معنی و معادل فارسی: عروس نمیتواند برقصد میگوید زمین کج است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 390
A bargain is a bargain
معنی و معادل فارسی: حساب حساب است، کاکا برادر.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 382
A Desperate man needs no help
معنی و معادل فارسی: از جان گذشته را به مدد احتیاج نیست.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 381
A door must either be shut or open
معنی دقیق: باید موضع را روشن و یکی از دو حالت را انتخاب کرد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 369
A Fault confessed is half redressed
معنی و معادل فارسی: گنه را عذر شوید جامه را آب. - اعتراف به خطا نیمی از بخشودگی است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 357
A Hungry man is an angry man
معنی و معادل فارسی: آدم گرسنه ایمان ندارد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 336
A jar's mouth may be stopped, but a man's cannot
معنی و معادل فارسی: در دروازه را میتوان بست، ولی دهان مردم را نمیشود بست.
کام و دم مار و نیش کژدم بستن — بتوان، نتوان زبان مردم بستن
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 339
A Jealous man is the keeper of his wealth
معنی و معادل فارسی: بخیل برای ثروت خود نگهبان است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 344
A Joint pot does not boil
معنی و معادل فارسی: که دیگ شراکت نیاید به جوش.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 329
A Leopard cannot change its spots
معنی و معادل فارسی: عاقبت گرگ زاده گرگ شود — گر چه با آدمی بزرگ شود
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 319
A Man's best friends are his ten fingers
معنی و معادل فارسی: کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 305
An ounce of prevention is worth a pound of cure
معنی و معادل فارسی: جنگ اول به از صلح آخر؛ علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 067
A watched pot never boils
معنی و معادل فارسی: زمان انتظار دیر میگذرد.
مثال کاربردی
Stop refreshing the page every second; a watched pot never boils.
هر ثانیه صفحه را تازه نکن؛ وقتی مدام منتظری، زمان دیر میگذرد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 155
A willing horse is worked to death
معنی دقیق: گاهی از کسی که با رغبت کار میکند بیش از حد کار میکشند.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 178
A wise head keeps a shut mouth
معنی و معادل فارسی: ترا خاموشی ای خداوند هوش — وقارست و نا اهل را پرده پوش
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 070
A Wise man avoids edged tools
معنی و معادل فارسی: آدم دانا به نشتر نزند مشت.
جمله / نقلقول · شماره منبع 176
A Woman can beat the devil.
معنی و معادل فارسی: زن شیطان را هم میتواند شکست دهد؛ شیطان از زن درس میآموزد.
یادداشت کاربرد: این جمله تصویری کلیشهای و جنسیتزده ارائه میکند.
جمله / نقلقول · شماره منبع 157
A Woman conceals what she knows not.
معنی و معادل فارسی: مگو از هیچ نوعی پیش زن راز — که زن رازت بگوید جمله سرباز
یادداشت کاربرد: این عبارت کلیشهای و جنسیتزده است؛ صرفاً برای شناخت متنهای قدیمی درج شده است.
جمله / نقلقول · شماره منبع 103
A woman's place is in the home
معنی دقیق: یک باور جنسیتزده و قدیمی درباره نقش زن؛ بازتابدهنده هنجار امروز نیست.
یادداشت کاربرد: این جمله بهعنوان نمونهای از نگرش تاریخی آورده شده و نباید بهعنوان توصیه پذیرفته شود.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 104
A Woman's work is never done
معنی و معادل فارسی: کار خانمها هیچ وقت تمام نمیشود.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 091
A wonder lasts but nine days
معنی دقیق: شگفتی و هیاهوی یک اتفاق تازه معمولاً زود فروکش میکند.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 177
A word before is worth two after
معنی و معادل فارسی: جنگ اول به از صلح آخر.
جمله / نقلقول · شماره منبع 156
A Word before is worth two after.
معنی و معادل فارسی: علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 158
A Word spoken is past recalling.
معنی و معادل فارسی: آب رفته به جوی بر نگردد؛ گذشتهها گذشته است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 071
A word to the wise is sufficient
معنی و معادل فارسی: در خانه اگر کس است یک حرف بس است.
ازین به نصیحت نگوید کست — اگر عاقلی یک اشارت بس است
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 092
A work well begun is half done
معنی و معادل فارسی: کاری که خوب شروع شده باشد در واقع نیمی از آن انجام شده است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 010
A young idler, an old beggar
معنی و معادل فارسی: جوان بیکار امروز، گدای پیر فرداست.
در جوانی کار کن تا در پیری گدایی نکنی.
عبارتهای آغازشونده با حرف B (5 مورد)
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 384
Bad actions lead to worse reaction
معنی و معادل فارسی: همینت پسند است اگر بشنوی — که گر خار کاری، سمن ندروی
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 386
Bad news travels fast
معنی و معادل فارسی: خبر بد زود پخش میشود.
مثال کاربردی
Everyone heard about the delay in minutes—bad news travels fast.
همه در چند دقیقه از تأخیر باخبر شدند؛ خبر بد زود میپیچد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 388
Barking dogs seldom bite
معنی و معادل فارسی: سگ لاینده، گیرنده نبود.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 385
Better bad now than worse later
معنی و معادل فارسی: جنگ اول به از صلح آخر.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 389
Birds of a feather flock together
معنی و معادل فارسی: کبوتر با کبوتر باز با باز — کند همجنس با همجنس پرواز
مثال کاربردی
Those two love the same hobbies; birds of a feather flock together.
آن دو سرگرمیهای مشابهی دارند؛ کبوتر با کبوتر، باز با باز.
عبارتهای آغازشونده با حرف C (6 مورد)
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 393
Charity begins at home
معنی و معادل فارسی: چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.
مثال کاربردی
Help your family first when they need you; charity begins at home.
وقتی خانوادهات به کمک نیاز دارند، از نزدیکان شروع کن؛ چراغی که به خانه رواست...
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 397
Clothes do not make the man
معنی و معادل فارسی: آدم را به جامه نشناسند؛ لباس طریقت به تقوا بود
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 394
Cowards die many times before their deaths
معنی و معادل فارسی: آدم نترس یکبار میمیرد آدم ترسو هزار بار.
هر که ترسید مرد ، هر که نترسید برد؛ ترس برادر مرگ است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 396
Cross that bridge when you come to it
معنی دقیق: نگرانی درباره مشکلی را به زمانی موکول کن که واقعاً با آن روبهرو شدی.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 392
Cross the stream where it is shallowest
معنی و معادل فارسی: گره کز دست بگشاید چرا آزار دندان را.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 395
Cut the cackle and come to the horses
معنی دقیق: حرف زدن کافی است؛ دست به کار شو.
عبارتهای آغازشونده با حرف D (5 مورد)
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 376
Deeds not words
معنی و معادل فارسی: آزادگی مرد بکار است نه گفتار آن به که عمل باشد و گفتار نباشد
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 378
Divide and rule
معنی و معادل فارسی: تفرقه بیانداز و حکومت کن.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 377
Do well and have well
معنی و معادل فارسی: هر که به نیکی عمل آغاز کرد — نیکی او روی بدو باز کرد
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 383
Don't cry over spilt milk
معنی دقیق: برای اتفاقی که دیگر تغییر نمیکند، حسرت بیفایده نخور.
معادل یا توضیح ادبی: طرب نوجوان ز پیر مجو — که دگر ناید آب رفته بجوی
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 380
Don't put off until tomorrow what you can do today
معنی و معادل فارسی: کار امروز به فردا مفکن.
مثال کاربردی
Finish the application now; don't put off until tomorrow what you can do today.
درخواست را همین حالا تکمیل کن؛ کار امروز را به فردا نینداز.
عبارتهای آغازشونده با حرف E (6 مورد)
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 372
Either win the saddle or lose the horse
معنی و معادل فارسی: یا سر میرود یا کلاه میآید.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 073
Even a worm will turn
معنی دقیق: حتی آرامترین فرد هم ممکن است پس از تحمل فشار زیاد مقاومت کند.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 370
Every dog is a lion at home
معنی و معادل فارسی: سگ در خانه صاحبش شیر است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 371
Every light has its shadow
معنی و معادل فارسی: هر گلی را خزانی در کمین است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 375
Experience is the best teacher
معنی و معادل فارسی: تجربه بهترین معلم است.
مثال کاربردی
She learned more by doing the job; experience is the best teacher.
او با انجام کار بیشتر یاد گرفت؛ تجربه بهترین آموزگار است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 374
Experience is the mother/father of wisdom
معنی و معادل فارسی: تجربه مادر/پدر خرد است.
عبارتهای آغازشونده با حرف F (2 مورد)
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 366
Faint heart never won fair lady
معنی و معادل فارسی: عروس ملک کسی در کنار گیرد تنگ - که بوسه بر لب شمشیر آبدار نهد
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 368
Fair exchange, no robbery
معنی و معادل فارسی: آنچه عوض دارد گله ندارد.
عبارتهای آغازشونده با حرف G (4 مورد)
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 363
Give a dog a bad name and hang him
معنی دقیق: با بدنام کردن کسی، بیانصافی در حق او آسانتر میشود.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 364
God help those who help themselves
معنی و معادل فارسی: از تو حرکت، از خدا برکت.
مثال کاربردی
Start practising, and ask for help when needed: God helps those who help themselves.
تمرین را شروع کن و هنگام نیاز کمک بخواه؛ از تو حرکت، از خدا برکت.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 362
Good wine needs no bush
معنی و معادل فارسی: اگرهست مرد از هنر بهره ور — هنر خود بگوید نه صاحب هنر
اگر مشک خالص نداری، مگوی — ورت هست خود فاش گردد ببوی
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 365
Great promise, small performance
معنی و معادل فارسی: سنگ بزرگ علامت نزدن است.
عبارتهای آغازشونده با حرف H (9 مورد)
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 356
Half a loaf is better than none
معنی و معادل فارسی: کاچی به از هیچی است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 359
Haste makes waste
معنی و معادل فارسی: عجله کار شیطان است؛ شتاب کلید اندوه است.
مثال کاربردی
Check your work before sending it; haste makes waste.
پیش از ارسال، کارت را بررسی کن؛ عجله کار را خراب میکند.
اصطلاح · شماره منبع 358
He has a loose tongue
معنی و معادل فارسی: آدم دهن لقی است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 360
He who hesitates is lost
معنی دقیق: تردید و تعلل ممکن است باعث از دست رفتن فرصت شود.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 126
He who knows he knows nothing knows much
معنی و معادل فارسی: هرگز دل من ز علم محروم نشد — کم ماند ز اسرار که معلوم نشد
هفتاد و دو سال فکر کردم شب وروز معلومم شد که هیچ معلوم نشد
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 111
He who laughs last laughs longest
معنی و معادل فارسی: آن خوش است ای جان که فرجامش خوش است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 355
He who pays the piper calls the tune
معنی دقیق: هر کسی هزینه را میپردازد، معمولاً اختیار تصمیمگیری را در دست دارد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 082
He who waits the longest wins
معنی و معادل فارسی: صبر آرد آرزو را نی شتاب؛ صبر مایه پیروزی است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 361
Honesty is the best policy
معنی و معادل فارسی: درستی بهترین سیاست است.
مثال کاربردی
Tell the customer what happened; honesty is the best policy.
به مشتری بگو چه اتفاقی افتاده است؛ صداقت بهترین راه است.
عبارتهای آغازشونده با حرف I (6 مورد)
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 352
If a thing is worth doing, it is worth doing well
معنی و معادل فارسی: کارنیکو کردن از پر کردن است؛ کار را که کرد آنکه تمام کرد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 353
If at first you don't succeed, try, try again
معنی و معادل فارسی: اگر بار اول موفق نشدی دوباره بکوش و بکوش و بکوش.
مثال کاربردی
Your first attempt failed; if at first you don't succeed, try again.
تلاش اولت موفق نبود؛ اگر بار اول نشد، دوباره امتحان کن.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 354
If you can't beat them, join them
معنی و معادل فارسی: جنگ و زور آوری مکن با مست-پیش سر پنجه در بغل نه دست
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 016
If you want a thing done, do it yourself
معنی و معادل فارسی: کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 351
It's a long lane that has no turning
معنی و معادل فارسی: در همیشه روی یک پاشنه نمیچرخد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 350
It's easy to be wise after the event
معنی و معادل فارسی: معما چو حل گشت آسان شود.
عبارتهای آغازشونده با حرف J (10 مورد)
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 342
Jack is as good as his master
معنی دقیق: ارزش آدمها به موقعیت اجتماعی و شغلی آنان وابسته نیست.
اصطلاح · شماره منبع 335
Jack of all trades, master of none
معنی و معادل فارسی: آدم همه کاره، هیچ کاره است.
مثال کاربردی
He knows the basics of ten skills but none deeply: jack of all trades, master of none.
او از ده مهارت کمی میداند ولی در هیچکدام عمیق نیست؛ همهکاره و هیچکاره.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 341
Jam tomorrow and jam yesterday, but never jam today
معنی دقیق: وعدههای دیروز و فردا جای دستاورد واقعیِ امروز را نمیگیرند.
معادل یا توضیح ادبی: امروز نقد، فردا نسیه.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 343
Jouk and let the jaw go by
معنی دقیق: از خطر یا دعوای بیهوده کنار بکش تا آسیبی نبینی.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 340
Joy surfeited turns to sorrow
معنی و معادل فارسی: آب ار چه زلال خیزد — از خوردن پر ملال خیزد
جمله / نقلقول · شماره منبع 337
Judge not, that ye be not judged
معنی و معادل فارسی: عیب تو خواهی نگوید کس، عیب کس نگو.
اصطلاح · شماره منبع 349
Jump in at the deep end
معنی دقیق: بدون آمادگی یا تجربه کافی، مستقیم وارد بخش دشوار کاری شدن.
اصطلاح · شماره منبع 347
Just the ticket
معنی و معادل فارسی: خود خودش است.
اصطلاح · شماره منبع 345
Just what the doctor ordered
معنی و معادل فارسی: همین و میخواستیم.
جمله / نقلقول · شماره منبع 338
Justice is half religion
معنی و معادل فارسی: انصاف ، نصف ایمان است.
عبارتهای آغازشونده با حرف K (5 مورد)
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 333
Kill the goose that lays the golden eggs
معنی و معادل فارسی: مرغ تخم طلا را کشتن؛ نان خود را آجر کردن
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 332
Kill two flies with one flap
معنی و معادل فارسی: با یک تیر دو نشان زدن
جمله / نقلقول · شماره منبع 331
Killing is no murder
معنی دقیق: عبارتی تاریخی و مسئلهدار درباره توجیه یک قتل؛ برای کاربرد عادی و توصیه آموزشی مناسب نیست.
یادداشت کاربرد: از این عبارت برای توجیه آسیب رساندن به دیگران استفاده نکنید.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 330
Kings have long arms
معنی و معادل فارسی: هر که را زور در بازوست، زر در ترازوست.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 334
Knowledge is power
معنی و معادل فارسی: بالاتر است آنکه داناتر است. -توانا بود آنکه دانا بود
مثال کاربردی
He invests in reading because knowledge is power.
او برای مطالعه وقت میگذارد، چون دانش قدرت است.
عبارتهای آغازشونده با حرف L (7 مورد)
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 327
Least said, soonest mended
معنی و معادل فارسی: با آنکه سخن به لطف آب است — کم گفتن هر سخن صواب است
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 326
Let bygones be bygones
معنی و معادل فارسی: گذشتهها گذشته است؛ آن قدح بشکست و آن پیمانه ریخت.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 325
Let sleeping dogs lie
معنی و معادل فارسی: چوب در لانه زنبور نکن؛ فتنه در خواب است بیدارش مکن.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 323
Let the dead bury their dead
معنی دقیق: گذشته را به گذشته بسپار و به زندگی و وظیفه امروز بپرداز.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 324
Lightning never strikes the same place twice
معنی و معادل فارسی: خانه دزد زده ایمن است؛ صاعقه دو بار در یک جا نمیزند.
اصطلاح · شماره منبع 322
Locking the stable door after the horse has bolted
معنی و معادل فارسی: تریاق را بعد از مردن مار گزیده آوردن
نوشدارو پس از مرگ سهراب آوردن
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 328
Look before you leap
معنی و معادل فارسی: زرع نکرده پاره نکن؛ بی گدار به آب نزن.
مثال کاربردی
Read the contract before signing: look before you leap.
پیش از امضای قرارداد آن را بخوان؛ بیگدار به آب نزن.
عبارتهای آغازشونده با حرف M (7 مورد)
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 313
Make haste slowly
معنی دقیق: شتابزده نباش؛ با سرعت، اما سنجیده و دقیق پیش برو.
معادل یا توضیح ادبی: عجله کار شیطان است.
جمله / نقلقول · شماره منبع 318
Man is to man a wolf
معنی و معادل فارسی: انسان گرگ انسان است.
جمله / نقلقول · شماره منبع 314
Marry in May, rue for aye
معنی دقیق: باوری خرافی و قدیمی درباره بدیُمنی ازدواج در ماه مه؛ یک حقیقت علمی یا توصیه امروزی نیست.
یادداشت کاربرد: این جمله یک خرافه تاریخی است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 316
Measure is medicine
معنی و معادل فارسی: اندازه نگه دار که اندازه نیکوست.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 321
Men are not angels
معنی و معادل فارسی: انسان فرشته نیست؛ بشر جایزالخطاست.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 315
Moderation in all things
معنی و معادل فارسی: در همه کارها میانه گزینی باید کرد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 320
Much coin, much care
معنی دقیق: دارایی بیشتر میتواند دغدغه و نگرانی بیشتری به همراه داشته باشد.
معادل یا توضیح ادبی: سر بزرگ بلای بزرگ دارد.
عبارتهای آغازشونده با حرف N (5 مورد)
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 311
Necessity is the mother of invention
معنی و معادل فارسی: احتیاج مادر اختراع است.
مثال کاربردی
The power cut inspired a clever solution; necessity is the mother of invention.
قطع برق الهامبخش راهحلی هوشمندانه شد؛ نیاز مادر اختراع است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 309
Never too old to learn
معنی و معادل فارسی: برای آموختن هیچ وقت دیر نیست.
مثال کاربردی
My grandfather started learning English at seventy: you're never too old to learn.
پدربزرگم در هفتادسالگی یادگیری انگلیسی را شروع کرد؛ برای آموختن دیر نیست.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 312
No gain without pain
معنی و معادل فارسی: به رنج اندر است ای خردمند گنج — نیابد کسی گنج نابرده رنج
مثال کاربردی
Learning pronunciation takes effort; no gain without pain.
یادگیری تلفظ تلاش میخواهد؛ نابرده رنج گنج میسر نمیشود.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 310
No man can serve two masters
معنی و معادل فارسی: نمیشود هم خدا را خواست و هم خرما را.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 257
Not all clouds bring rain
معنی دقیق: هر ابری باران نمیآورد؛ هر نشانهای الزاماً به نتیجه مورد انتظار نمیرسد.
معادل یا توضیح ادبی: نه آبستن درّ بود هر صدف؛ هر ابری باران ندارد.
عبارتهای آغازشونده با حرف O (3 مورد)
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 308
Old habits die hard
معنی و معادل فارسی: مار پوست بگذارد و خوی نمیگذارد.
مثال کاربردی
He still checks his phone at dinner; old habits die hard.
او هنوز سر میز شام گوشیاش را چک میکند؛ ترک عادت سخت است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 307
One cannot put the clock back
معنی و معادل فارسی: زمان گذشته نیاید به بر؛ گذشتهها گذشته است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 306
One who acts through another, acts through himself
معنی دقیق: کسی که کاری را بهوسیله فرد دیگری انجام میدهد، همچنان مسئول آن کار است.
عبارتهای آغازشونده با حرف P (4 مورد)
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 303
People who live in glass houses shouldn't throw stones
معنی و معادل فارسی: عیبجو عیب خودش را نمیبیند.
مثال کاربردی
Before mocking his mistakes, remember that people in glass houses shouldn't throw stones.
پیش از مسخره کردن اشتباهات او، یادت باشد کسی که خودش عیب دارد نباید عیبجویی کند.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 301
Practice makes perfect
معنی و معادل فارسی: کار نیکو کردن از پر کردن است.
مثال کاربردی
Read aloud every day; practice makes perfect.
هر روز بلند بخوان؛ کار نیکو کردن از پر کردن است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 304
Precious goods come in small parcels
معنی و معادل فارسی: کوتاه خردمند به از نادان بلند است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 300
Prevention is better than cure
معنی و معادل فارسی: پیشگیری بهتر از درمان است.
مثال کاربردی
Back up your files regularly—prevention is better than cure.
مرتب از فایلها نسخه پشتیبان بگیر؛ پیشگیری بهتر از درمان است.
عبارتهای آغازشونده با حرف T (18 مورد)
جمله / نقلقول · شماره منبع 291
The Anvil fears no blows
معنی و معادل فارسی: از آن بیدها نیست که با این بادها بلرزد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 237
The apple doesn't fall far from the tree
معنی و معادل فارسی: میوه پای درخت میافتد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 238
The Apples on the other side of the wall are the sweetest
معنی و معادل فارسی: مرغ همسایه غاز است.
نعمت ما به چشم همسایه — صد برابر فزون کند پایه
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 391
The Best of friends must be apart
معنی و معادل فارسی: خورشید رخا ز بنده تحویل مکن — این دخل مرا به هجر تبدیل مکن
خواهی که ز من جدا شوی بی سببی خود دهر جدا کند تو تعجیل مکن
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 379
The darkest hour is just before dawn
معنی دقیق: تیرهترین ساعت درست پیش از سپیدهدم است؛ امید پس از سختترین لحظهها پدیدار میشود.
جمله / نقلقول · شماره منبع 373
The end justifies the means
معنی دقیق: این دیدگاه میگوید رسیدن به هدف، وسیله استفادهشده را توجیه میکند؛ یک ادعای اخلاقی بحثبرانگیز است.
یادداشت کاربرد: این یک موضع فلسفی بحثبرانگیز است، نه یک قاعده قطعی.
جمله / نقلقول · شماره منبع 265
The entire world loves a lover
معنی و معادل فارسی: طفیل هستی عشقند آدمی و پری.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 367
The First blow is half the battle
معنی و معادل فارسی: ضربه اول نیمی از مبارزه است.
اصطلاح · شماره منبع 346
The Jewel in the crown
معنی و معادل فارسی: گل سر سبد بودن، سر گل بودن
اصطلاح · شماره منبع 348
The joker in the pack
معنی و معادل فارسی: عنصر ناسازگاربودن؛ وصله ناجور بودن
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 317
The morning sun never lasts a day
معنی و معادل فارسی: چراغ هیچکس تا صبح نسوزد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 302
The pen is mightier than the sword
معنی و معادل فارسی: تیغ علم از تیغ آهن تیزتر — بل ز صد لشکرظفر انگیز تر
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 059
The way to a man's heart is through his stomach
معنی و معادل فارسی: برای بدست آوردن دل مردان باید از طریق شکمشان وارد شد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 159
The way to get along is to go along
معنی و معادل فارسی: همزیستی در همراهی است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 099
The Weakest goes to the wall
معنی و معادل فارسی: هر چه سنگ است به پای لنگ است؛ سنگ به در بسته میخورد.
جمله / نقلقول · شماره منبع 179
The Whole dignity of a man lies in the power of thought.
معنی و معادل فارسی: بزرگی هر کس در طرزفکر و تفکر اوست.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 069
The wish is father to the thought
معنی دقیق: خواستن و آرزو کردن میتواند بر طرز فکر و قضاوت انسان اثر بگذارد.
معادل یا توضیح ادبی: شتر در خواب بیند پنبه داند؛ فکر باطل ز تمنا خیزد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 160
The wolf may lose his teeth, but never his nature
معنی و معادل فارسی: مار پوست میاندازد، خوی نمیاندازد.
عبارتهای آغازشونده با حرف W (123 مورد)
اصطلاح · شماره منبع 121
Wake not a sleeping dog
معنی و معادل فارسی: فتنه در خواب است بیدارش مکن.
مثال کاربردی
Don't reopen that old argument; let sleeping dogs lie.
آن بحث قدیمی را دوباره باز نکن؛ فتنه خوابیده را بیدار نکن.
اصطلاح · شماره منبع 140
Wake up and smell the coffee
معنی دقیق: واقعیت را ببین و از غفلت بیرون بیا.
معادل یا توضیح ادبی: ششدانگ حواس خود را جمع کردن
مثال کاربردی
Our costs are rising; it's time to wake up and smell the coffee.
هزینهها در حال افزایشاند؛ وقت آن است که واقعیت را ببینیم.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 075
Walls have ears
معنی و معادل فارسی: مکن پیش دیوار غیبت بسی — بود، کز پسش گوش دارد کسی
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 105
Walnuts and pears you plant for your heirs
معنی دقیق: کاری که امروز انجام میدهیم میتواند برای نسلهای آینده سودمند باشد.
معادل یا توضیح ادبی: هر چه نیکی کنید آن نیکی به خود کرده اید.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 117
Want is the mother of industry
معنی دقیق: نیاز، انسان را به کار و کوشش وا میدارد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 138
War and love are as full of trouble as pleasure
معنی و معادل فارسی: جنگ و عشق هر آنقدر لذت بخش باشند به همان قدر دردسرساز هم هستند.
اصطلاح · شماره منبع 142
Warm the cockles of somebody's heart
معنی و معادل فارسی: کسی را خوشحال کردن.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 066
Waste not, want not
معنی و معادل فارسی: اسراف نکن تا محتاج نشوی.
مثال کاربردی
Save the leftover food for tomorrow: waste not, want not.
غذای باقیمانده را برای فردا نگه دار؛ اسراف نکن تا محتاج نشوی.
اصطلاح · شماره منبع 132
Water does not trickle out of his hand
معنی دقیق: بسیار خسیس است؛ حتی قطرهای آب هم از دستش نمیچکد.
معادل یا توضیح ادبی: آب از دستش نمیچکد.
جمله / نقلقول · شماره منبع 088
Water is life's matter and matrix, mother and medium.
معنی و معادل فارسی: آب مایه حیات است؛ بدون آب نمیتوان زندگی کرد؛ آب آبادانی است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 116
Water is the best thirst quencher
معنی و معادل فارسی: آب بهترین فرو نشاننده عطش است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 089
Water that is too pure has no fish
معنی دقیق: سختگیری و کمالگرایی بیش از حد ممکن است زندگی و ارتباط را بیروح کند.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 163
We all make mistakes.
معنی و معادل فارسی: انسان جایزالخطاست.
اصطلاح · شماره منبع 083
We are on a different wavelength
معنی و معادل فارسی: آبمان به یک جوی نمیرود.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 101
We are shot with our own arrow
معنی و معادل فارسی: خود کرده را تدبیر نیست؛ از ماست که بر ماست.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 123
We cannot learn without pain.
معنی و معادل فارسی: بدون رنج و زحمت، علم حاصل نمیشود.
جمله / نقلقول · شماره منبع 124
We lie loudest when we lie to ourselves
معنی و معادل فارسی: وقتی به خودمان دروغ میگوییم آن را بلندتر فریاد میزنیم.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 084
We live for a good time not for a long time
معنی و معادل فارسی: کیفیت زندگی مهم تر از کمیت زندگی است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 122
We seek water in the sea
معنی و معادل فارسی: آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم.
سالها دل طلب جام جم از ما میکرد — وانچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد
اصطلاح · شماره منبع 145
Wear one's heart on one's sleeve.
معنی و معادل فارسی: بی شیله پیله بودن؛ صاف و ساده بودن
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 139
Wear the old coat, but buy the new book.
معنی و معادل فارسی: لباس کهنه ات را بپوش اما کتاب تازه بخر.
اصطلاح · شماره منبع 102
Wear the pants in the family
معنی و معادل فارسی: تصمیم گیرنده بودن؛ حرف آخر را زدن؛ رئیس بودن
جمله / نقلقول · شماره منبع 097
Wedlock is a padlock
معنی دقیق: یک شوخی یا نگاه قدیمی که ازدواج را به قفل و محدودیت تشبیه میکند؛ دیدگاهی همگانی نیست.
معادل یا توضیح ادبی: ازدواج، اسارت است.
ای گرفتار پایبند عیال — دیگر آسودگی مبند خیال
یادداشت کاربرد: این یک شوخی/باور سنتی است، نه تعریف بیطرفانه از ازدواج.
اصطلاح · شماره منبع 143
Weigh the pros and cons
معنی و معادل فارسی: معایب و محاسن کاری یا چیزی را سنجیدن.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 062
Well begun is half done
معنی و معادل فارسی: شروع خوب نصف کار است.
مثال کاربردی
We agreed on a clear outline; well begun is half done.
روی یک طرح روشن توافق کردیم؛ شروع خوب نصف کار است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 190
What a man says drunk, he thinks sober.
معنی و معادل فارسی: مستی و راستی.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 191
What can you expect from a hog but a grunt?
معنی و معادل فارسی: از کوزه همان برون تراود که در اوست.
از خوک جز خرخر کردن چیزی نمیتوان انتظار داشت.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 131
What can't be cured must be endured.
معنی و معادل فارسی: چو نتوان بر افلاک دست آختن — ضروری است با گردشش ساختن
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 130
What costs little is little esteemed.
معنی و معادل فارسی: نداند کسی قدر روز خوشی — مگر روزی افتد به سختی کشی
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 162
What everybody says must be true
معنی و معادل فارسی: تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 198
What goes around comes around
معنی دقیق: نتیجه رفتار آدم دیر یا زود به خودش بازمیگردد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 183
What goes around comes around.
معنی و معادل فارسی: هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 175
What goes up must come down
معنی و معادل فارسی: فواره چون بلند شود سرنگون گردد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 096
What is a workman without his tools?
معنی و معادل فارسی: ز بی آلتان کار ناید درست؛ بدون ابزار و وسایل کاری نمیتوان انجام داد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 074
What is bred in the bone will never come out of the flesh
معنی و معادل فارسی: اصل بد نیکو نگردد هر که بنیادش بد است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 180
What is done can't be undone
معنی و معادل فارسی: چو تیر از کمان رفت نیاید به شست باز.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 056
What is done can't be undone.
معنی و معادل فارسی: آب رفته به جوی برنگردد، گذشتهها گذشته است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 110
What is past is past
معنی و معادل فارسی: گذشتهها گذشته است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 186
What is sauce for the goose is sauce for the gander.
معنی و معادل فارسی: بر کس مپسند آنچه ترا نیست پسند.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 118
What is taken in with the milk only goes out with the soul.
معنی و معادل فارسی: با شیر اندرون شده با جان بدر شود.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 114
What is told in the ear of a man, is often heard a hundred miles away
معنی و معادل فارسی: حرفی که از دهان بر آید، گرد جهان در آید.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 197
What must be, must be
معنی و معادل فارسی: از تقدیر گریزی نیست؛ آنچه باید بشود میشود.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 171
What soberness conceals, drunkenness reveals.
معنی و معادل فارسی: مستی راستی میآورد؛ آدم مست راستگو است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 079
What the eye doesn't see, the heart doesn't grieve over
معنی دقیق: چیزی که از آن بیخبریم معمولاً کمتر باعث غصهمان میشود.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 086
What the heart feels the tongue speaks
معنی و معادل فارسی: آنچه بر دل فرود آید، بر زبان آید.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 061
What we acquire without sweat we give away without regret
معنی و معادل فارسی: هر آنچه آسان یافتی، آسان دهی از دست.
اصطلاح · شماره منبع 113
What you lose on the swings, you gain on the roundabouts
معنی و معادل فارسی: دری نبست زمانه که دیگر دری نگشاید.
ایزد هرگز دری نبندد بر تو — تا صد دیگری به بهتری نگشاید
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 167
Whatever comes from a friend is good.
معنی و معادل فارسی: هر چه از دوست رسد نیکوست.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 196
Whatever comes is welcome
معنی دقیق: هر اتفاقی که پیش بیاید، با روی باز میپذیریم.
معادل یا توضیح ادبی: هر چه پیش آید، خوش آید.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 052
Whatever happens is for the best
معنی و معادل فارسی: هر چه پیش آید خوش آید.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 065
When a thing is done, advice comes too late
معنی و معادل فارسی: بعد از وقوع واقعه، پند و تدبیر دیگر بکار نیاید.
جمله / نقلقول · شماره منبع 189
When ambition ends, happiness begins.
معنی و معادل فارسی: پایان جاه طلبی، آغاز خوشبختی است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 129
When angry, count a hundred
معنی و معادل فارسی: هر وقت عصبانی شدی یک لیوان آب بخور.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 100
When candles are out, all cats are grey
معنی و معادل فارسی: شب گربه سمور نماید.
جمله / نقلقول · شماره منبع 187
When character is lost, all is lost.
معنی و معادل فارسی: هیچ چیزی مهم تر از آبرو نیست.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 119
When drink enters, wisdom departs
معنی و معادل فارسی: شراب که از در، در آمد — عقل و هوش از کف برفت
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 080
When good cheer is lacking, our friends will be packing
معنی و معادل فارسی: یار نیک را در روز بد شناسند.
اصطلاح · شماره منبع 148
When hell freezes over
معنی دقیق: هرگز؛ در زمانی که عملاً اتفاق نخواهد افتاد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 168
When I am no more, let happen what may
معنی و معادل فارسی: پس از من کو جهان را آب گیرد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 125
When in doubt, do nothing
معنی دقیق: وقتی در مورد تصمیمی تردید داری، تا روشن شدن موضوع دست نگه دار.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 057
When in Rome, do as the Romans do
معنی و معادل فارسی: خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو.
مثال کاربردی
We followed the local customs because, when in Rome, do as the Romans do.
طبق رسم مردم آنجا رفتار کردیم؛ وقتی جایی هستی به آداب محلی احترام بگذار.
اصطلاح · شماره منبع 152
When it comes to the crunch
معنی و معادل فارسی: موقعش که برسد؛ وقتش که برسد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 051
When it rains, it pours
معنی و معادل فارسی: چو بد آید هر چه آید بد شود.
بدبختی نمیآید وقتی هم میآید پشت سر هم میآید.
مثال کاربردی
First my laptop broke and then I lost my keys—when it rains, it pours.
اول لپتاپم خراب شد و بعد کلیدهایم را گم کردم؛ بدبیاریها پشت سر هم رسیدند.
جمله / نقلقول · شماره منبع 078
When love is not madness, it is not love
معنی و معادل فارسی: عشق که به حد دیوانگی نرسید، عشق نیست.
عاشق آن باشد که چون آتش بود — گرم رو سوزنده و سرکش بود
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 064
When money speaks, the truth remains silent
معنی و معادل فارسی: وقتی پول حرف میزند حقیقت سکوت اختیار میکند.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 093
When one door closes, another opens
معنی و معادل فارسی: خدا گر به حکمت ببندد دری — گشاید به فضل و کرم در دیگری
اصطلاح · شماره منبع 146
When pigs fly
معنی دقیق: وقتی اتفاقی محال رخ بدهد؛ یعنی هرگز.
مثال کاربردی
He says he'll finish everything in one hour—yes, when pigs fly!
میگوید همه کارها را در یک ساعت تمام میکند؛ بله، وقتی محال ممکن شود!
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 193
When poverty comes in the door, love goes out the window
معنی و معادل فارسی: فقر که از در درآمد عشق از پنجره بیرون رفت.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 055
When the cat's away, the mice will play
معنی و معادل فارسی: ماه درخشنده چون پنهان شود — شب پرّه بازیگر میدان شود
مثال کاربردی
The students became noisy as soon as the teacher left: when the cat's away, the mice will play.
بهمحض رفتن معلم، دانشآموزان سروصدا کردند؛ گربه که نباشد، موشها جولان میدهند.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 192
When the drink is in, the truth is out.
معنی و معادل فارسی: مستی و راستی.
اصطلاح · شماره منبع 151
When the dust has settled
معنی و معادل فارسی: وقتی آبها از آسیاب افتاد؛ وقتی سر و صداها خوابید.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 095
When the head aches, all the body is out of tune
معنی و معادل فارسی: چو عضوی بدرد آورد روزگار — دگر عضوها را نماند قرار
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 107
When the pot boils over, it cools itself
معنی و معادل فارسی: فواره چون بلند شود سرنگون شود.
اصطلاح · شماره منبع 174
When the shit hits the fan
معنی و معادل فارسی: خر تو خر که شد؛ اوضاع شیر تو شیر که شد.
یادداشت کاربرد: عبارت عامیانه و دارای واژه رکیک است؛ در موقعیت رسمی استفاده نکنید.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 106
When the wine is in, the wit is out
معنی و معادل فارسی: شراب، عقل از سر بیرون کند.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 094
When the word is out it belongs to another
معنی و معادل فارسی: سخن تا نگویی بر او دست هست — چو گفته شد یابد او بر تو دست
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 195
When there is no trust, there is no love.
معنی و معادل فارسی: وقتی که اعتماد نباشد عشق هم نیست.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 128
When things get to their worst, they will mend
معنی و معادل فارسی: تا پریشان نشود کار به سامان نرسد؛ خرابی مقدمه اصلاح است.
اصطلاح · شماره منبع 161
When two Sundays meet
معنی و معادل فارسی: هر وقت خورشید از مغرب بر آید؛ وقت گل نی.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 182
When you play, you must pay
معنی و معادل فارسی: بازی اشکنک سر شکستنک هم دارد.
هر کس خربزه میخورد پای لرزش هم مینشیند.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 172
Where ignorance is bliss, 'tis folly to be wise
معنی دقیق: گاهی ندانستن مایه آسودگی است و دانستن حقیقت دردسر میآورد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 153
Where there are bees, there is honey
معنی دقیق: جایی که زنبور وجود دارد، عسل هم پیدا میشود؛ نتیجه از مقدماتش به دست میآید.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 058
Where there is a will, there is a way
معنی و معادل فارسی: خواستن، توانستن است.
مثال کاربردی
She studied every evening; where there's a will, there's a way.
او هر شب درس خواند؛ خواستن، توانستن است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 166
Where there is love, there is no coercion.
معنی و معادل فارسی: هر جا سخن از عشق است زور و اجباری در کار نیست.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 184
Where there is love, there is pain.
معنی و معادل فارسی: عشق بدون رنج نیست؛ عشق با سختی همراه است.
جمله / نقلقول · شماره منبع 154
Where there is no justice there is no joy.
معنی و معادل فارسی: آنجا که عدالت نیست، خوشی هم نیست.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 165
Where there is peace, God is.
معنی و معادل فارسی: هر جا که صفا هست در آن نور خدا هست.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 054
Where there's muck, there's brass
معنی دقیق: از کارهای سخت، کثیف یا ناخوشایند هم میتوان درآمد و سود به دست آورد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 081
While the grass grows, the cow starves
معنی و معادل فارسی: بزک نمیر بهار میاد، خربزه با خیار میاد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 112
While there is life, there is hope
معنی و معادل فارسی: تا زندگی هست، امید هست.
جمله / نقلقول · شماره منبع 149
Who dares to teach must never cease to learn.
معنی و معادل فارسی: مدرس نباید از مطالعه و آموختن دست بردارد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 076
Who gossips to you will gossip about you
معنی و معادل فارسی: هر که عیب دگران پیش تو آورد و شمرد
بی گمان عیب تو پیش دگران خواهد برد
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 077
Who has skirts of straw needs fear to fire
معنی و معادل فارسی: کسی که دامن حصیری دارد باید از آتش فاصله بگیرد.
کسی که بار شیشه دارد نباید به دیوانه سنگ بیاندازد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 087
Who keeps company with the wolf will learn to howl
معنی و معادل فارسی: انگور ز انگور همی گیرد رنگ.
کمال همنشین در من اثر کرد — و گرنه من همان خاکم که هستم
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 085
Who knows much, will suffer much
معنی و معادل فارسی: هر که بیشتر میفهمد بیشتر رنج میبرد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 127
Who knows what tomorrow holds.
معنی و معادل فارسی: که داند که فردا چه زاید زمان؛ هیچکس از آینده خبر ندارد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 150
Who knows who's beautiful or ugly behind the curtain?
معنی و معادل فارسی: کس چه داند که پس پرده که زیباست، که زشت.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 053
Whoever knocks on a door and persists will be allowed in
معنی و معادل فارسی: گفت پیغمبر که چون کوبی دری
عاقبت زان در برون آید سری
اصطلاح · شماره منبع 137
Why buy a cow when milk is so cheap?
معنی دقیق: وقتی دسترسی به چیزی آسان و ارزان است، چرا هزینه مالکیتش را بدهیم؟
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 164
Why keep a dog and bark yourself?
معنی دقیق: وقتی کسی را برای کاری به خدمت گرفتهای، چرا خودت همان کار را انجام میدهی؟
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 185
Why should the devil have all the best tunes?
معنی دقیق: چرا باید لذتها و فرصتهای خوب فقط نصیب آدمهای بد شوند؟
جمله / نقلقول · شماره منبع 068
Will is the key to victory
معنی و معادل فارسی: رمز پیروزی اراده است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 135
Win a few, lose a few
معنی و معادل فارسی: آدم گاه برنده است، گاه بازنده.
جمله / نقلقول · شماره منبع 147
Win small, win early, win often
معنی و معادل فارسی: کم ببر، زود ببر، همیشه ببر.
جمله / نقلقول · شماره منبع 063
Winners never cheat and cheaters never win
معنی و معادل فارسی: آدمهای برنده هرگز کلک نمیزنند و آدمهای متقلب هرگز برنده نمیشوند.
جمله / نقلقول · شماره منبع 170
Winning is earning, losing is learning.
معنی و معادل فارسی: پیروزی موفقیت است و شکست تجربه.
جمله / نقلقول · شماره منبع 169
Winning isn't everything.
معنی و معادل فارسی: برد و پیروزی که همه چیز نیست.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 108
Wisdom is better than strength.
معنی و معادل فارسی: آدمی را عقل میباید نه زور.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 090
Wishes don't wash the dishes
معنی و معادل فارسی: با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمیشود.
مثال کاربردی
If you want a clean kitchen, help me—wishes don't wash the dishes.
اگر آشپزخانه تمیز میخواهی کمک کن؛ تنها آرزو کردن کاری را پیش نمیبرد.
جمله / نقلقول · شماره منبع 188
Without friends, a tree is like one without roots
معنی دقیق: انسان بیدوست مانند درختی بیریشه است.
معادل یا توضیح ادبی: آدم بی دوست، مثل درخت بی ریشه است.
جمله / نقلقول · شماره منبع 181
Without justice, courage is weak.
معنی و معادل فارسی: بدون عدالت، شجاعت کار ساز نیست.
جمله / نقلقول · شماره منبع 060
Without music, life is a journey through a desert
معنی و معادل فارسی: بدون موسیقی، زندگی به منزله سفر کردن از بیابان است.
جمله / نقلقول · شماره منبع 173
Without sleep, no health
معنی و معادل فارسی: خواب برای سلامتی لازم است.
جمله / نقلقول · شماره منبع 134
Woman's dreams go by contraries
معنی و معادل فارسی: خواب زن چپ است.
یادداشت کاربرد: این کلیشه جنسیتی مبنای علمی ندارد و برای مکالمه محترمانه پیشنهاد نمیشود.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 115
Wonders will never cease.
معنی و معادل فارسی: معجزه هنوز هم اتفاق میافتد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 136
Words are but wind.
معنی و معادل فارسی: حرف باد هواست.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 072
Words cut deeper than swords
معنی و معادل فارسی: زبان برنده تر از شمشیر است.
اصطلاح · شماره منبع 144
Work all the hours God sends
معنی و معادل فارسی: بکوب کار کردن؛ شبانه روز کار کردن
اصطلاح · شماره منبع 141
Work one's fingers to the bone
معنی و معادل فارسی: جان کندن؛ سخت کار کردن
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 098
Work while it is day
معنی و معادل فارسی: تا تنور داغ است نان باید پخت.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 120
Worrying never did anyone any good
معنی و معادل فارسی: نگرانی دردی را درمان نمیکند.
جمله / نقلقول · شماره منبع 194
Write your injuries in sand and kindnesses in marble
معنی و معادل فارسی: بدیها را روی شن بنویس وخوبیها را روی سنگ مرمر.
جمله / نقلقول · شماره منبع 133
Writing down ideas is an investment in the future
معنی و معادل فارسی: نگارش اندیشه ها، سرمایه آینده است.
عبارتهای آغازشونده با حرف Y (49 مورد)
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 015
Years teach us more than books
معنی و معادل فارسی: سالها بیشتر از کتابها به ما درس میدهند.
اصطلاح · شماره منبع 029
You are a backseat driver
معنی و معادل فارسی: کنار گود نشستی و میگویی لنگش کن.
جمله / نقلقول · شماره منبع 043
You are responsible for yourself
معنی و معادل فارسی: هر کس ضامن دوزخ و بهشت خویش است.
اصطلاح · شماره منبع 020
You are scraping the bottom of the barrel.
معنی دقیق: به سراغ آخرین و کمارزشترین گزینههای باقیمانده رفتن.
معادل یا توضیح ادبی: ملاقه ات به ته دیگ خورده است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 008
You are what you eat.
معنی و معادل فارسی: غذای انسان ماهیت انسان را میسازد.
مثال کاربردی
She cooks balanced meals because she believes you are what you eat.
او غذاهای متعادل درست میکند، چون معتقد است تغذیه بر سلامت انسان اثر دارد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 035
You buy land, you buy stones, you buy meat, and you buy bones
معنی و معادل فارسی: گنج بی مار و گل بی خار نیست.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 050
You can catch more flies with honey than with vinegar
معنی دقیق: با مهربانی و خوشرفتاری بیشتر از تندی و تلخی میتوان دل دیگران را به دست آورد.
مثال کاربردی
Try asking politely; you catch more flies with honey than with vinegar.
مودبانه درخواست کن؛ مهربانی اغلب مؤثرتر از تندی است.
جمله / نقلقول · شماره منبع 013
You can do anything, but not everything
معنی و معادل فارسی: شما میتوانید هر کاری را انجام دهید اما نمیتوانید همه کارها را انجام دهید.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 022
You can educate a fool, but you can not make him think
معنی و معادل فارسی: آدم احمق را میتوان تربیت کرد اما نمیتوان به تفکر واداشت.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 006
You can lead a horse to water, but you can't make it drink
معنی و معادل فارسی: هیچ کاری با زور درست نمیشود؛ زور همیشه کارساز نیست.
مثال کاربردی
I gave him the resources, but you can lead a horse to water, not make it drink.
من امکانات را در اختیارش گذاشتم، اما نمیتوان کسی را به استفاده از آنها مجبور کرد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 031
You can't burn the candle at both ends
معنی دقیق: با کار و فعالیت بیش از اندازه، از دو طرف به خود فشار آوردن و فرسوده شدن.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 032
You can't dance at two weddings.
معنی و معادل فارسی: با یک دست نمیتوان دو هندوانه بر داشت.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 036
You can't get blood out of a stone
معنی و معادل فارسی: از آب کره نتوان گرفت.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 023
You can't have your cake and eat it too
معنی و معادل فارسی: نمی شود هم خدا را بخواهی و هم خرما را.
مثال کاربردی
He wants more free time and extra shifts, but he can't have his cake and eat it too.
او هم وقت آزاد بیشتر میخواهد و هم شیفت اضافه؛ نمیشود هر دو را با هم داشت.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 017
You can't keep a good man down
معنی دقیق: نمیتوان یک انسان خوب و توانمند را برای همیشه از پیشرفت بازداشت.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 003
You can't make an omelette without breaking eggs
معنی دقیق: برای رسیدن به بعضی نتیجههای مهم، باید سختی یا هزینهای را پذیرفت.
معادل یا توضیح ادبی: تا خراب نشود، آباد نمیشود؛ بی مایه فطیر است.
مثال کاربردی
We had to change our routine; you can't make an omelette without breaking eggs.
مجبور شدیم روالمان را تغییر دهیم؛ رسیدن به نتیجه بدون تحمل هزینه ممکن نیست.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 041
You can't make bricks without straw
معنی و معادل فارسی: با دست خالی نمیتوان کاری انجام داد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 033
You can't mend a broken egg
معنی و معادل فارسی: آب رفته به جوی بر نگردد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 044
You can't please everyone.
معنی و معادل فارسی: همه را نمیتوان از خود راضی نگه داشت.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 014
You can't put the clock back
معنی و معادل فارسی: گذشتهها گذشته است.
مثال کاربردی
We made a mistake, but we can't put the clock back.
اشتباه کردیم، اما نمیتوان زمان را به عقب برگرداند.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 040
You can't see the wood for the trees.
معنی دقیق: آنقدر درگیر جزئیات شدن که تصویر کلی از نظر پنهان بماند.
مثال کاربردی
We argued about button colours and couldn't see the wood for the trees.
آنقدر درباره رنگ دکمهها بحث کردیم که هدف اصلی را فراموش کردیم.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 034
You can't sell the cow and drink the milk
معنی و معادل فارسی: نمی شود هم خدا را بخواهی و هم خرما را.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 024
You can't take it with you when you die
معنی و معادل فارسی: ثروت را به هنگام مرگ با خود به گور نتوان برد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 046
You can't teach an old dog new tricks
معنی و معادل فارسی: پیر را تعلیم دادن مشکل است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 021
You can't win.
معنی دقیق: هر کاری میکنی نتیجه دلخواه به دست نمیآید؛ انگار راه بردی وجود ندارد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 027
You cannot catch old birds with chaff
معنی دقیق: آدم باتجربه بهراحتی فریب ترفندهای ساده را نمیخورد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 042
You cannot get a quart into a pint pot
معنی دقیق: نمیتوان حجمی بیش از ظرفیت یک ظرف یا موقعیت را در آن جا داد.
معادل یا توضیح ادبی: نمی توان بحر را در کوزه ریخت.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 047
You cannot make a silk purse out of a sow's ear
معنی و معادل فارسی: از تخم مرغ پشم نتوان چید.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 025
You cannot put out a fire with oil
معنی دقیق: با افزودن عامل تحریککننده نمیتوان اختلاف و خشم را فرو نشاند.
معادل یا توضیح ادبی: آتش را با آتش خاموش نتوان کرد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 004
You cannot serve God and Mammon
معنی و معادل فارسی: هم خدا خواهی و هم دنیای دون - این محال است و جنون ای ذولفنون
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 045
You cannot unscramble eggs
معنی و معادل فارسی: کاری است گذشته، سبویی است شکسته.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 026
You cannot wash a blackamoor white
معنی دقیق: این تعبیر قدیمی و توهینآمیز درباره تغییرناپذیری سرشت است؛ در انگلیسی امروز توصیه نمیشود.
یادداشت کاربرد: واژه تاریخی بهکاررفته در شکل اصلی این عبارت بار نژادپرستانه دارد. برای بیان مفهوم، بهجای آن از عبارتهای محترمانه و امروزی استفاده کنید.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 109
You get what you pay for
معنی دقیق: معمولاً کیفیت کالا یا خدمت با مبلغی که میپردازیم ارتباط دارد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 049
You have to crawl before you can walk.
معنی و معادل فارسی: قبل از راه رفتن باید خزیدن را یاد گرفت.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 009
You have to take the good with the bad
معنی و معادل فارسی: باید خوب را با بد پذیرفت.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 005
You may end him but you'll not mend him
معنی و معادل فارسی: توبه گرگ مرگ است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 030
You may know by a handful the whole sack
معنی و معادل فارسی: مشت نمونه خروار است.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 039
You must grin and bear it
معنی و معادل فارسی: باید بسوزی و بسازی.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 028
You must lie in the bed you have made
معنی و معادل فارسی: خود کرده را تدبیر نیست.
مثال کاربردی
You chose this plan, and now you have to lie in the bed you made.
خودت این برنامه را انتخاب کردی و حالا باید پیامدش را بپذیری.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 012
You pay your money and you take your choice
معنی دقیق: انتخاب با خودت است؛ پولت را میدهی و از میان گزینهها یکی را انتخاب میکنی.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 011
You reap what you sow
معنی و معادل فارسی: خرما نتوان خورد از این خار که کشتیم
دیبا نتوان بافت از این پشم که رشتیم
مثال کاربردی
If you treat your team well, you reap what you sow.
اگر با گروهت خوب رفتار کنی، نتیجه رفتار خودت را میبینی.
اصطلاح · شماره منبع 018
You saw nothing; you heard nothing
معنی و معادل فارسی: شتر دیدی ندیدی.
مثال کاربردی
Keep this surprise secret: you saw nothing and heard nothing!
این سورپرایز را راز نگه دار؛ شتر دیدی، ندیدی!
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 048
You should never judge a book by its cover.
معنی و معادل فارسی: از روی ظاهر نباید قضاوت کرد.
ما برون را ننگریم و قال را — ما درون را بنگریم و حال را
مثال کاربردی
Talk to the new student before judging a book by its cover.
قبل از قضاوت بر اساس ظاهر، با دانشآموز جدید صحبت کن.
اصطلاح · شماره منبع 019
You took the words out of my mouth
معنی و معادل فارسی: جانا سخن از زبان ما میگویی.
مثال کاربردی
I was about to suggest a break—you took the words out of my mouth.
داشتم پیشنهاد استراحت میدادم؛ حرف دل مرا زدی.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 007
You win some, you lose some
معنی و معادل فارسی: زندگی برد و باخت دارد.
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 001
You're only young once
معنی و معادل فارسی: آدم همیشه که جوان نمیماند؛ قدر جوانی را بدان
مثال کاربردی
You're only young once, so make time to learn new skills.
جوانی همیشگی نیست؛ پس برای یادگیری مهارتهای تازه وقت بگذار.
جمله / نقلقول · شماره منبع 037
Your love will be in my heart at all times.
معنی و معادل فارسی: اگر مرگم به نامردی نگیرد — مرا مهر تو در دل جاودانی ست
و گر عمرم به ناکامی سر آید — تو را دارم که مرگم زندگانی ست
ضربالمثل / گفته · شماره منبع 002
Your sins will find you out
معنی و معادل فارسی: مکن بد که بد بینی از یار نیک — نروید ز تخم بدی بار نیک
غم و شادمانی نماند و لیک — جزای عمل ماند و نام نیک
اصطلاح · شماره منبع 038
Your wish is my command
معنی و معادل فارسی: از تو به یک اشارت از ما به سر دویدن.
جسم و جان و هر چه هستم آن توست — حکم و فرمان جملگی فرمان توست
تمرین کوتاه: آیا معنی این سه عبارت را یاد گرفتهاید؟
1. Actions speak louder than words.
آیا عمل مهمتر است یا حرف؟ — پاسخ: عمل و رفتار از قول و ادعا رساترند.
2. All that glitters is not gold.
آیا ظاهر همیشه معیار خوبی است؟ — پاسخ: خیر؛ هر چیز درخشانی ارزشمند نیست.
3. Look before you leap.
این عبارت چه توصیهای دارد؟ — پاسخ: پیش از اقدام، پیامدها را بسنج و بیگدار به آب نزن.
پرسشهای متداول درباره ضربالمثلهای انگلیسی
آیا ضربالمثل انگلیسی همیشه معادل دقیقی در فارسی دارد؟
خیر. بعضی عبارتها معادل فرهنگی نزدیک دارند؛ بهتر است معنی، موقعیت کاربرد و لحن را با هم یاد بگیرید.
فرق ضربالمثل و اصطلاح انگلیسی چیست؟
ضربالمثل معمولاً یک پیام کلی یا توصیه را در قالب جمله بیان میکند؛ اصطلاح میتواند فقط یک گروه واژه با معنای غیرمستقیم باشد.
چطور این عبارتها را در مکالمه استفاده کنم؟
با پنج عبارت ساده شروع کنید، مثالهای انگلیسی را بلند بخوانید و برای هر مورد یک مثال واقعی از زندگی خودتان بسازید.
آیا همه ۳۹۷ عبارت برای مکالمه امروزی مناسباند؟
خیر. این یک مجموعه تاریخی و آموزشی است و چند نقلقول، عبارت کهنه یا کلیشه جنسیتی هم در آن دیده میشود؛ هشدارهای کاربردی را بخوانید.
آیا میتوان معادل فارسی را کلمهبهکلمه به انگلیسی ترجمه کرد؟
معمولاً نه. معادل فارسی به فهم مفهوم کمک میکند، ولی برای ساختن جمله طبیعی باید ساختار انگلیسی همان عبارت را یاد گرفت.
برای تمرین منظم جملههای کاربردی، بخش اپلیکیشن ۱۱ هزار جمله انگلیسی را نیز ببینید.