«یواشکی» به انگلیسی چه میشود؟ پاسخ سریع و مثالهای پایه
برای ترجمهٔ «یواشکی» یک کلمهٔ همیشگی وجود ندارد. باید مشخص کنیم کار پنهان از دیگران انجام شده، بدون سروصدا بوده، کسی متوجه حرکت نشده یا شخص با ملاحظه رفتار کرده است. در مکالمه، فعل sneak برای رفتوآمد دزدکی بسیار کاربردی است؛ اما برای «پنهانی دوست داشتن» معمولاً secretly طبیعیتر است.
I sneaked out of the room.
یواشکی از اتاق بیرون رفتم.
She secretly bought a birthday gift.
او مخفیانه یک هدیهٔ تولد خرید.
Please close the door quietly.
لطفاً در را بیسروصدا ببند.
He tiptoed past the sleeping baby.
او روی نوک پا از کنار نوزاد خوابیده گذشت.
I took a quick look when no one was watching.
وقتی کسی نگاه نمیکرد، یواشکی نگاهی انداختم.
We kept the plan a secret.
نقشه را مخفی نگه داشتیم.
She slipped away without saying goodbye.
او بیسروصدا و بدون خداحافظی از جمع رفت.
They discussed the matter privately.
آنها موضوع را بهطور خصوصی مطرح کردند.
فرق Sneak، Secretly، Quietly، Stealthily و Discreetly
این کلمهها بسته به موقعیت ممکن است در فارسی همه «یواشکی» ترجمه شوند، ولی در انگلیسی تأکید یکسانی ندارند.
| واژه / عبارت | معنی | نکتهٔ کاربرد |
|---|---|---|
| Sneak | فعل؛ پنهانی واردشدن، خارجشدن، حرکتکردن یا کاری را دور از چشم انجامدادن | حرکت یا عمل دور از توجه دیگران؛ همیشه قصد بدی وجود ندارد |
| Secretly | قید؛ مخفیانه، بدون اطلاع دیگران | پنهان بودن اطلاعات یا فعالیت، حتی اگر هیچ حرکتی در کار نباشد |
| Quietly | قید؛ آرام و کمصدا | کمبودن صدا؛ لزوماً راز یا پنهانکاری نیست |
| Stealthily | قید؛ پنهانی و با حرکت بسیار محتاطانه | جلوگیری از دیده یا شنیده شدن؛ رسمیتر و تصویریتر |
| Discreetly | قید؛ با ملاحظه و بدون جلب توجه | حفظ حریم شخصی یا جلوگیری از خجالت و حساسیت |
| Privately | قید؛ بهصورت خصوصی | در محیط یا گفتوگوی غیرعمومی؛ ممکن است هیچ راز خاصی وجود نداشته باشد |
| Undercover | صفت/قید؛ با هویت یا نقش پنهان | ماموریت یا فعالیت مخفیانه؛ بیشتر خبری و داستانی |
| On the sly | عبارت خودمانی؛ مخفیانه یا دور از چشم | گاهی بار منفی یا شوخی و شیطنت دارد |
| Without anyone noticing | عبارت توضیحی؛ بدون اینکه کسی متوجه شود | طبیعی و بیابهام برای بسیاری از جملههای روزمره |
| Behind someone’s back | عبارت اصطلاحی؛ پشت سر کسی | معمولاً پنهانکاری دربارهٔ فرد دیگر، اغلب با بار منفی |
He spoke quietly, but not secretly.
او آرام حرف زد، اما مخفیانه حرف نمیزد.
They secretly planned a surprise party.
آنها مخفیانه برای یک جشن غافلگیری برنامهریزی کردند.
She discreetly pointed out my mistake.
او با ملاحظه و بدون جلب توجه به اشتباهم اشاره کرد.
The cat moved stealthily toward the toy.
گربه پنهانی و با احتیاط بهسمت اسباببازی حرکت کرد.
We talked privately after the meeting.
بعد از جلسه خصوصی صحبت کردیم.
He bought extra snacks on the sly.
او یواشکی خوراکی بیشتری خرید.
فعل Sneak؛ معنی، تلفظ، زمان گذشته و ساختار دستوری
فعل sneak با تلفظ /sniːk/ در معنای رفتوآمد یا انجام کاری مخفیانه رایج است. زمان گذشته و قسمت سوم آن sneaked است؛ شکل snuck نیز بهویژه در انگلیسی آمریکایی رایج و پذیرفته است. شکل -ing برابر sneaking است.
I sneak out for a short walk sometimes.
گاهی یواشکی برای پیادهروی کوتاهی بیرون میروم.
He sneaks downstairs for a late-night snack.
او شبها یواشکی برای خوردن یک میانوعده به طبقهٔ پایین میرود.
They sneaked into the hall before it opened.
آنها پیش از بازشدن سالن مخفیانه وارد شدند.
She snuck a note into his bag.
او یواشکی یادداشتی در کیفش گذاشت.
Are you trying to sneak past me?
داری سعی میکنی یواشکی از کنارم رد شوی؟
Nobody noticed him sneaking away.
کسی متوجه نشد که او یواشکی از جمع دور میشود.
Do not sneak into restricted areas.
یواشکی وارد محلهای ممنوعه نشو.
We had sneaked out before the rain started.
قبل از شروع باران بیسروصدا بیرون رفته بودیم.
She was sneaking a look at the answers.
او داشت یواشکی به پاسخها نگاه میکرد.
He did not mean to sneak around.
قصد نداشت مخفیانه دوروبر بپلکد.
I have never snuck into a movie theater.
من هیچوقت یواشکی وارد سالن سینما نشدهام.
The puppy sneaked under the sofa.
تولهسگ یواشکی زیر مبل رفت.
Sneak in، Sneak out، Sneak away و Sneak past؛ رفتوآمد دزدکی
حرف اضافه و جهت حرکت مهم است. «داخل شدن» با in یا into، «خارج شدن» با out یا out of، «دور شدن» با away و «رد شدن از کنار» با past میآید.
The children sneaked into the kitchen.
بچهها یواشکی وارد آشپزخانه شدند.
He sneaked in through the side door.
او یواشکی از در کناری وارد شد.
We sneaked out after the movie.
ما بعد از فیلم بیسروصدا بیرون رفتیم.
She sneaked out of bed to get some water.
او برای آب خوردن یواشکی از تخت بیرون آمد.
I tried to sneak away from the crowd.
سعی کردم بیسروصدا از جمع دور شوم.
The boy sneaked past the sleeping dog.
پسرک یواشکی از کنار سگ خوابیده گذشت.
Can we slip out for five minutes?
میتوانیم پنج دقیقه بیسروصدا بیرون برویم؟
Someone sneaked a package into the room.
کسی یواشکی بستهای را داخل اتاق برد.
She quietly slipped into the back row.
او آرام و بیجلب توجه به ردیف عقب رفت.
I stepped outside without anyone noticing.
بدون اینکه کسی متوجه شود، بیرون رفتم.
Sneak up on؛ یواشکی نزدیکشدن به کسی
در کاربرد بسیار رایج، برای نزدیکشدن بیخبر به یک نفر میگوییم sneak up on someone. این ساختار لزوماً تهدیدآمیز نیست و ممکن است در شوخی یا بازی هم به کار رود. با sneak up to نیز در بعضی جملههای مکانمحور مواجه میشویم، اما ساختار نمونه برای غافلگیرکردن شخص، sneak up on است.
My brother sneaked up on me and shouted, Surprise!
برادرم یواشکی به من نزدیک شد و فریاد زد: سورپرایز!
Do not sneak up on people in the dark.
در تاریکی یواشکی از پشت به آدمها نزدیک نشو.
The cat sneaked up on the toy mouse.
گربه یواشکی به موش اسباببازی نزدیک شد.
I did not hear you sneak up behind me.
متوجه نشدم که یواشکی از پشت به من نزدیک شدی.
Winter seems to sneak up on us every year.
انگار زمستان هر سال بیخبر از راه میرسد.
یواشکی نگاهکردن؛ Sneak a look، Glance و Peek
برای یک نگاه کوتاه و پنهانی، sneak a look یا sneak a glance کاربرد دارد. فعل peek یعنی سرککشیدن یا نگاه کوتاهکردن، نه الزاماً کاری غیرقانونی یا بد. عبارت sneak peek معمولاً به معنی پیشنمایش زودهنگام است.
I sneaked a look at the clock.
یواشکی نگاهی به ساعت انداختم.
He sneaked a glance at his phone.
او دزدکی نگاهی به گوشیاش انداخت.
The child peeked through the curtain.
کودک از لای پرده سرک کشید.
Please do not peek at my notes.
لطفاً یواشکی به یادداشتهایم نگاه نکن.
They gave us a sneak peek at the new design.
آنها پیشنمایش کوتاهی از طراحی جدید به ما نشان دادند.
I took a quick peek inside the box.
نگاه کوتاهی داخل جعبه انداختم.
She stole a glance at the photograph.
او دزدکی نگاهی به عکس انداخت.
He glanced at the screen without stopping.
بدون توقف نگاهی سریع به صفحه انداخت.
مخفیانه، در خفا و پنهان از دیگران؛ Secretly، In secret و Keep it secret
وقتی موضوع اصلی «اطلاع نداشتن دیگران» است، secretly معمولاً از sneak مناسبتر است. Secret صفت یا اسم است، اما secretly قید است. عبارت keep something secret به معنای مخفی نگه داشتن موضوعی است.
She secretly enjoys old movies.
او پنهانی از فیلمهای قدیمی لذت میبرد.
I secretly hoped they would choose me.
ته دلم مخفیانه امیدوار بودم مرا انتخاب کنند.
They met in secret for weeks.
آنها هفتهها مخفیانه دیدار کردند.
Let us keep this a secret until Friday.
بیا تا جمعه این موضوع را مخفی نگه داریم.
He kept his new job a secret.
او شغل جدیدش را پنهان نگه داشت.
I found out about the plan by accident.
تصادفی از نقشهٔ مخفیانه باخبر شدم.
Please do not tell anyone yet.
لطفاً هنوز به کسی چیزی نگو.
She did it without telling her parents.
او این کار را بدون اینکه به پدر و مادرش بگوید انجام داد.
He was secretly proud of his daughter.
در دلش پنهانی به دخترش افتخار میکرد.
بیسروصدا، روی نوک پا و بدون جلب توجه؛ Quietly، Tiptoe، Slip Away
Quietly بر میزان صدا تأکید دارد؛ tiptoe یعنی روی نوک پا راه رفتن و slip away به دورشدن بیسروصدا اشاره دارد. ممکن است رفتار کاملاً معمولی و مؤدبانه باشد و هیچ رازی در کار نباشد.
Please walk quietly; the baby is sleeping.
لطفاً آرام راه برو؛ نوزاد خوابیده است.
I tiptoed into the bedroom.
روی نوک پا وارد اتاق خواب شدم.
She quietly shut the window.
او پنجره را آرام بست.
He slipped away during the break.
او هنگام استراحت بیسروصدا رفت.
The students entered without making a sound.
دانشآموزان بدون ایجاد صدا وارد شدند.
I tried not to wake anyone up.
سعی کردم کسی را بیدار نکنم.
They left without attracting attention.
آنها بدون جلب توجه رفتند.
She walked on tiptoe across the floor.
او روی نوک پا از اتاق گذشت.
The room was quiet, but nothing was secret.
اتاق ساکت بود، اما چیزی مخفیانه نبود.
دور از چشم دیگران و با ملاحظه؛ Discreetly، Privately، Under the radar
وقتی هدف این است که کسی خجالت نکشد یا توجه عمومی جلب نشود، discreetly مناسب است. Privately تنها میگوید موضوع خصوصی بوده است. Under the radar معمولاً یعنی بدون جلب توجه گسترده پیش رفتن؛ میتواند محاورهای باشد.
She discreetly told me my shirt was inside out.
او با ملاحظه و دور از چشم دیگران گفت لباسم پشتورو است.
Can I speak to you privately?
میتوانم خصوصی با تو صحبت کنم؟
We solved the issue without making a scene.
ما موضوع را بیسروصدا و بدون جاروجنجال حل کردیم.
The small project stayed under the radar.
این پروژهٔ کوچک بدون جلب توجه زیاد پیش رفت.
He gave me a discreet warning.
او با ملاحظه و بیجلب توجه به من هشدار داد.
They made the announcement quietly.
آنها خبر را بیسروصدا اعلام کردند.
The discussion was private, not secret.
گفتوگو خصوصی بود، نه محرمانه.
Sneak around و Behind someone’s back؛ دزدکی پلکیدن و پشت سر کسی کاریکردن
Sneak around میتواند به رفتوآمد یا رفتار پنهانی اشاره کند؛ بسته به بافت ممکن است حس بیاعتمادی بدهد، اما همیشه معنای «قصد شوم» ندارد. Behind someone’s back اغلب برای کاری بهکار میرود که بدون اطلاع فرد و گاهی برخلاف اعتماد او انجام میشود.
Why are you sneaking around the office?
چرا داری یواشکی دوروبر دفتر میچرخی؟
Do not go behind my back on this decision.
در این تصمیم پشت سر من کاری نکن.
They planned the party behind her back, but for a good reason.
آنها جشن را دور از چشم او برنامهریزی کردند، اما با نیت خوب.
I saw someone sneaking around the parking lot.
دیدم کسی یواشکی دوروبر پارکینگ میچرخد.
He does not like secretive behavior.
او از رفتار پنهانکارانه خوشش نمیآید.
Please be honest instead of sneaking around.
لطفاً بهجای پنهانکاری صادق باش.
She was not hiding anything from us.
او چیزی را از ما پنهان نمیکرد.
جملههای کاربردی «یواشکی» در خانه، مدرسه، محل کار و روابط
انتخاب عبارت به موقعیت وابسته است؛ این جملهها برای پیامدادن، قصهگویی و گفتوگوی روزانه طراحی شدهاند.
I ate the last cookie when nobody was looking.
وقتی کسی نگاه نمیکرد، آخرین شیرینی را یواشکی خوردم.
The children secretly decorated the room.
بچهها مخفیانه اتاق را تزئین کردند.
He checked his messages under the table.
او زیر میز یواشکی پیامهایش را چک کرد.
She slipped a thank-you card into my bag.
او بیسروصدا کارت تشکری در کیفم گذاشت.
We are planning a surprise for our teacher.
داریم برای معلممان یک برنامهٔ غافلگیرکننده میچینیم.
I quietly left the video call.
بیسروصدا از تماس تصویری خارج شدم.
He secretly applied for a new job.
او مخفیانه برای شغل جدیدی درخواست داد.
She is keeping her birthday plans under wraps.
او برنامههای تولدش را فعلاً مخفی نگه داشته است.
Do not read other people’s messages without permission.
بدون اجازه پیامهای دیگران را نخوان.
I whispered the answer so no one else would hear.
جواب را پچپچ کردم تا کس دیگری نشنود.
سه گفتوگوی واقعی؛ چگونه «یواشکی» را طبیعی به کار ببریم؟
به تفاوت موقعیت دقت کن: غافلگیری دوستانه، بیسروصدابودن و خصوصیبودن یک مکالمه.
مکالمهٔ اول: برنامهٔ غافلگیری
Why are you whispering?
چرا پچپچ میکنی؟
We are planning a surprise for Dad.
داریم برای بابا برنامهٔ غافلگیری میچینیم.
Does he know anything about it?
او چیزی دربارهاش میداند؟
No, we are keeping it a secret.
نه، داریم مخفی نگهش میداریم.
مکالمهٔ دوم: ترک بیسروصدای جلسه
Where did Sara go?
سارا کجا رفت؟
She slipped out a few minutes ago.
چند دقیقه پیش بیسروصدا بیرون رفت.
Did she leave secretly?
مخفیانه رفت؟
Not really. She just did not want to interrupt.
نه واقعاً؛ فقط نمیخواست مزاحم صحبت شود.
مکالمهٔ سوم: نگاهکردن یواشکی
Did you peek at the surprise gift?
یواشکی به هدیهٔ غافلگیری نگاه کردی؟
Just a quick look, I promise.
قول میدهم فقط یک نگاه کوتاه بود.
You were supposed to wait until tomorrow!
قرار بود تا فردا صبر کنی!
I know. I could not resist.
میدانم؛ نتوانستم جلوی خودم را بگیرم.
اشتباههای رایج فارسیزبانها و اصلاح نمونههای مقالهٔ قدیمی
در متن اصلی این صفحه، چند جمله یا توضیح ارزش آموزشی دارند اما شکل نگارش یا معنی دقیق آنها نیاز به توضیح تکمیلی دارد. برای حفظ محتوای قدیمی، جملههای اولیه در بخش آرشیو پایان مقاله عیناً باقی ماندهاند.
sneak up to sb
sneak up on someone
برای نزدیکشدن بیخبر و غافلگیرکردن شخص، شکل معیار و رایجتر «sneak up on» است؛ با این حال «sneak up to» در برخی بافتهای مکانمحور ممکن است.
scared her to dead
scared her to death
پس از عبارت ثابت scared someone to، اسم death میآید نه صفت dead.
trespassing = تجاوز
trespassing = ورود غیرمجاز به ملک / زمین
در متن مربوط به ورود به یک محل بدون اجازه، «ورود غیرمجاز» دقیقتر است.
sneak around = always for a dishonest purpose
sneak around = move/act secretly; context matters
رفتار ممکن است مشکوک باشد، اما بدخواهانهبودن در تمام بافتها قطعی نیست.
quietly = secretly
quietly = with little noise
بیصدا حرفزدن الزاماً به معنی پنهانکردن حقیقت نیست.
secret = secretly
secret (noun/adjective), secretly (adverb)
نقش دستوری اسم/صفت با قید تفاوت دارد.
a sneak peak
a sneak peek
در معنای پیشنمایش کوتاه، املای صحیح peek است، نه peak.
snuck is always wrong
sneaked and snuck are both attested
snuck بهویژه در انگلیسی آمریکایی پذیرفته و رایج است.
تمرین گرامر و ساخت جمله؛ حرف اضافه، فعل و قید
تمرین زیر نشان میدهد برای بیان «یواشکی» همیشه یک الگوی ثابت لازم نیست و هر کاربرد، جایگاه دستوری خودش را دارد.
قالبهای اصلی: sneak into a place، sneak out of a place، sneak up on someone، secretly + verb و verb + quietly.
The children quietly entered the library.
بچهها بیسروصدا وارد کتابخانه شدند.
The children secretly entered the library.
بچهها مخفیانه وارد کتابخانه شدند؛ تأکید بر پنهانبودن ورود است.
He sneaked a snack into his backpack.
او یواشکی خوراکیای در کولهپشتیاش گذاشت.
She has secretly been learning French.
او مدتی است مخفیانه زبان فرانسه یاد میگیرد.
I was tiptoeing when the floor creaked.
داشتم روی نوک پا راه میرفتم که کف زمین جیرجیر کرد.
Nobody knew that we had met privately.
هیچکس نمیدانست که ما خصوصی ملاقات کرده بودیم.
آزمون کوتاه: «یواشکی» را دقیق ترجمه کن
ابتدا پاسخ خودت را بلند بگو یا بنویس؛ سپس پاسخ نمونه را باز کن. بعضی سؤالها بیش از یک جواب درست دارند.
۱. «او یواشکی از اتاق بیرون رفت.»
She sneaked out of the room.
پاسخ نمونه: She slipped out of the room. هم بسته به موقعیت طبیعی است.
۲. «آنها مخفیانه برای تولد برنامهریزی کردند.»
They secretly planned the birthday party.
پاسخ نمونه: برای مخفی بودن خود برنامهریزی، secretly بهجا است.
۳. «آرام حرف بزن تا بچه بیدار نشود.»
Speak quietly so the child does not wake up.
پاسخ نمونه: اینجا quietly دربارهٔ صداست، نه راز.
۴. «یواشکی نگاهی به صفحه انداختم.»
I sneaked a look at the screen.
پاسخ نمونه: sneak a look at الگوی مناسب است.
۵. «از پشت یواشکی نزدیکم نشو.»
Do not sneak up on me from behind.
پاسخ نمونه: عبارت sneak up on برای نزدیکشدن ناگهانی به شخص است.
۶. «بیا خصوصی حرف بزنیم.»
Let us talk privately.
پاسخ نمونه: private مکانی/گفتوگویی است، لزوماً مخفیکاری نیست.
۷. «بدون اینکه کسی متوجه شود رفت.»
She left without anyone noticing.
پاسخ نمونه: اگر جنسیت معلوم نباشد میتوان he یا they هم به کار برد.
۸. «یواشکی روی نوک پا رفت.»
He tiptoed away.
پاسخ نمونه: tiptoe نوع حرکت را دقیق میکند.
۹. «او بیجلب توجه اشتباهم را گفت.»
She discreetly corrected me after the meeting.
پاسخ نمونه: discreetly به رفتار سنجیده و محترمانه اشاره میکند.
۱۰. «او یواشکی وارد شد.»
He sneaked in.
پاسخ نمونه: He snuck in نیز در آمریکایی رواج دارد.
سؤالهای پرتکرار دربارهٔ Sneak و ترجمهٔ یواشکی
یواشکی به انگلیسی چی میشود؟
بسته به موقعیت، secretly، sneak، quietly، discreetly یا عبارت without anyone noticing مناسباند. برای «یواشکی واردشدن» بیشتر sneak in و برای «مخفیانه برنامهریزیکردن» secretly به کار میرود.
دزدکی نگاهکردن به انگلیسی چیست؟
sneak a look at و sneak a glance at برای نگاه کوتاه و دور از چشم دیگران طبیعیاند؛ peek نیز برای نگاه کوتاه یا سرککشیدن استفاده میشود.
فرق secretly و quietly چیست؟
secretly یعنی دیگران از موضوع خبر ندارند؛ quietly یعنی بیسروصدا یا آرام، حتی بدون هیچ راز یا قصد پنهانکاری.
Sneak فعل است یا قید؟
Sneak معمولاً فعل است و اسم هم دارد؛ secretly و quietly قید هستند. بنابراین نقش دستوری و ساختار جمله متفاوت است.
زمان گذشتهٔ Sneak چیست؟
هر دو شکل sneaked و snuck کاربرد دارند؛ snuck در انگلیسی آمریکایی بهویژه رایج است.
Sneak up on یعنی چه؟
یعنی بدون اینکه کسی متوجه شود به او نزدیکشدن؛ اغلب در موقعیت غافلگیرکردن یا داستانگویی دیده میشود.
Sneak in و sneak out چه فرقی دارند؟
sneak in یعنی یواشکی داخلشدن و sneak out یعنی یواشکی خارجشدن؛ معمولاً با into یا out of محل را مشخص میکنیم.
Sneak around همیشه معنی کار بد میدهد؟
خیر؛ اغلب بار مشکوک یا مخفیکارانه دارد، ولی تفسیر اخلاقی کاملاً به بافت جمله وابسته است.
Sneak peek یعنی چه؟
یعنی پیشنمایش یا نگاه زودهنگام به محصول، فیلم یا محتوایی که هنوز بهطور کامل معرفی نشده است.
«یواشکی از جلسه رفتم» را چطور بگوییم؟
I slipped out of the meeting یا I sneaked out of the meeting. جملهٔ اول اغلب خنثیتر است و بر رفتن بیسروصدا تأکید میکند.
«یواشکی عاشق کسی بودن» را چگونه بگوییم؟
I secretly have feelings for someone یا I secretly like someone. برای احساس پنهان، secretly معمولاً طبیعیتر از sneak است.
«پشت سر من کاری نکن» به انگلیسی چیست؟
Do not go behind my back. این اصطلاح نسبت به privately یا quietly بار منفی و مسئلهٔ اعتماد دارد.
Stealthily چه تفاوتی با secretly دارد؟
stealthily اغلب بر حرکت محتاطانه برای دیدهنشدن یا شنیدهنشدن تأکید دارد؛ secretly بیشتر بر پنهانبودن اطلاع یا عمل.
فرق secretly و discreetly چیست؟
discreetly اغلب برای رفتار محتاطانه و محترمانه بهمنظور جلوگیری از جلب توجه یا خجالت استفاده میشود؛ secretly لزوماً چنین بار مثبتی ندارد.
برنامهٔ تمرین ۵ دقیقهای برای بهخاطر سپردن واژهها
مهمترین نتیجهٔ این درس حفظ یک فهرست بلند نیست؛ باید بتوانی برای هر موقعیت، واژهٔ درست را انتخاب کنی.
- یک دقیقه: تفاوت سه کلمهٔ sneak، secretly و quietly را بدون نگاهکردن توضیح بده.
- دو دقیقه: از هر کدام دو جملهٔ جدید دربارهٔ زندگی خودت بساز.
- یک دقیقه: از مثالهای بالا ۴ جمله را با صدای انگلیسی سایت بشنو و تکرار کن.
- یک دقیقه: پنج سؤال آزمون را بدون بازکردن پاسخ حل کن و فردا دوباره مرور کن.
منابع واژگانی و یادداشت ویرایشی
تعریفهای کلیدی و تمایزهای معنایی با فرهنگ لغت کمبریج تطبیق داده شدهاند؛ جملههای آموزشی تازه برای این درس نوشته شدهاند و نقلقول از فرهنگ لغت نیستند.
آرشیو کامل متن اصلی مقاله؛ بدون حذف هیچ جمله
برای شفافیت و وفاداری به نسخهٔ اولیه، تمام ۵۰ مثال عمومی، توضیحات فارسی، مثالهای اصلی فعل sneak و حتی شکلهای قدیمی نگارش را در این قسمت بهطور کامل و عیناً حفظ کردهایم. درس بازنویسیشده در بخشهای بالا، ترجمه و نکات دستوری لازم را اضافه میکند.
نمایش تمام متن اصلی مقاله (۵۰ مثال و توضیحات Sneak)
اصطلاحات عامیانه و روزمره انگلیسی؛ ۵۰ مثال با معنی فارسی | توضیحاتی در مورد واژه ی Sneak در انگلیسی عامیانه
۵۰ مثال کاربردی انگلیسی مرتبط با موضوع؛ معنی فارسی دقیقاً زیر هر مثال آمده است.
مطالب و توضیحات اصلی درس
توضیحاتی در مورد واژه ی Sneak در انگلیسی عامیانه
یکی از واژه های دوست داشتنی! تو انگلیسی واژه ی sneak ـه. یعنی یواشکی (دزدکی) کاری رو انجام دادن . به این جمله دقت کنین :
I sneaked a look at her cute body !
من یواشکی یه نگا به بدن جذابش انداختم !
- دو اصطلاح “sneaked in(to a place)” و “sneaked out(to a place)” که اولی یعنی دزدکی جایی وارد شدن (to enter a place quietly and in
secret) و دومی هم یعنی یواشکی از جایی بیرون رفتن (در رفتن ، جیم شدن) (to go out of a place quietly and in secret) :
The kids tried to sneak into the rock concert, but they were stopped by the guards
بچه ها سعی داشتن یواشکی برن کنسرت راک اما نگهبانا مانعشون شدن .
Never try to sneak in. Sometimes they arrest you for trespassing.
هرگز سعی نکن که یواشکی بری تو یه وقت تو رو به خاطر تجاوز (به ملک شخصی) دستگیرت می کنن.
. I sneaked out of the meeting, hoping no one would notice
من یواشکی از جلسه زدم بیرون ، امیدوارم که کسی متوجه نشده باشه
- اصطلاح “sneak around (a place)” هم یعنی یواشکی دور و بر جایی پلکیدن ، جایی رو یواشکی پاییدن (با هدف شوم ! especially for a dishonest
purpose ) :
Please don’t sneak around my house. It makes me nervous
لطفا یواشکی دور و بر خونه من نپلک .، این کارت منو عصبی می کنه
- این یکی خیلی بامزه ست ! “sneak up to sb or sth” یعنی یواشکی به کسی(یا چیزی) نزدیک شدن بدون اینکه متوجه شما بشه (باز با همون هدف شوم!) :
مثال:
I sneaked up to julia and scared her to dead
من یواشکی رفتم نزدیک جولیا و اونو تا سر حد مرگ ترسوندم !